اشتراکات امام و رهبری در مقابله با چالش ها و بحران ها

تاریخ ارسال:16:13 1396/03/28
اشتراکات امام و رهبری در مقابله با چالش ها و بحران ها

اشتراکات امام و رهبری در مقابله با چالش ها و بحران ها

یکم ) از انتخاب قاطع حضرت آیت الله خامنه ای(مدظله العالی) توسط مجلس خبرگان در روز 14 خرداد 1368 بیش از 22 سال می گذرد.این انتخاب فرخنده،ضمانت بخش و تداوم دهنده آرمان های انقلاب،ارزش های اصیل اسلامی،استمرار خط امام خمینی(ره) و بالندگی و پویایی و اقتدار انقلاب اسلامی بوده است.

درباره معمار کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی که با انقلاب اسلامی به مرد قرن و پدیده خمینی معروف گردید،گفتنی فراوان است.حضرت امام(ره) 3 جلوه از یک رهبری فراکاریزما ساخته بود.اندیشه سیاسی او متکی بر 3 محور نفی سلطنت،تبیین نظریه ولایت فقیه و نقد مشروطیت در حوزه کنار گذاشتن روحانیت استوار بود.

مردمی کردن مبارزه سیاسی،مذهبی کردن مبارزه،حفظ اتحاد و انسجام و پرهیز از اختلافات و بالاخره پرهیز از اعمال مشی مسلحانه را باید از مهم ترین روش ها و استراتژی های مبارزه سیاسی حضرت امام (ره) برشمرد.امام در مقام نظریه پرداز انقلاب،استاد بسیاری از رهبران انقلاب از جمله حضرت آیت الله خامنه ای(مدظله العالی) بود.امام با انقلاب اسلامی شناخته شد و جهان را تکان داد و به مشهورترین چهره جهانی در سال های پایانی قرن بیستم تبدیل شد.اگر تحولات نظام جمهوری اسللامی را از ابتدا تاکنون به 4 دوره (1) دوران انتقال قدرت1362 – 1357،(2) دوران تثبیت 1368 – 1362،(3) دوران بازسازی 1376 – 1368 و بالاخره دوره توسعه سیاسی از 1376 تاکنون تقسیم کنیم،رهبری و حیات حضرت امام(ره) در 2 دوره اول و دوم بوده است.

درگیری های داخلی،تجزیه طلبی ها،کودتاها،آغاز جنگ تحمیلی،رفراندوم قانون اساسی،همه پرسی جمهوری اسلامی،تسخیر لانه جاسوسی در 13 آبان 1358 و بحران گروگانگیری،تشکیل شورای انقلاب،تشکیل دولت موقت بازرگان و استعفای آن،عزل بنی صدر به عنوان اولین رئیس جمهور،ترورهای منافقین و حادثه انفجار حزب جمهوری اسلامی و ریاست جمهوری،شهادت سران انقلاب از جمله استاد شهید مرتضی مطهری،تعطیلی دانشگاه ها و آغاز انقلاب فرهنگی،پذیرش قطعنامه 598 و آتش بس ایران و عراق،محاصره اقتصادی ایران،عزل آیت الله منتظری از قائم مقامی رهبری و ... را می توان از مهم ترین حوادث و رخدادهای دوران رهبری حضرت امام خمینی(ره) برشمرد.

در حالی که حضرت آیت الله سید علی خامنه ای(مدظله العالی) از پیشگامان انقلاب اسلامی و نهضت اسلامی 15 خرداد به رهبری حضرت امام بود اما هنگام رهبری،شاگردی امام(ره) را از بزرگ ترین افتخارات حیات خود می داند.معظم له در زمان حیات امام(ره) نماینده ایشان در شورای عالی دفاع و با حکم حضرت امام(ره)،امام جمعه تهران بودند.انتخاب آیت الله خامنه ای که با رأی قاطع مجلس خبرگان رهبری در 14 خرداد 1368 به جانشینی حضرت امام به وسیله امپراطوری رسانه ای و بنگاه های سخن پراکنی و شبکه های ماهواره ای در بایکوت خبری جهانی قرار گرفت تا اندیشه ها،افکار و نظریات این رجل الهی چون سلف صالح،بنیاد استکبار را نلرزاند.در حالی که الطاف الهی همواره شامل حال رهبر بوده و هست و امروز مردم جهان،تشنه افکار و اندیشه های ایشان هستند.

از سوی دیگر،دوران رهبری آیت الله خامنه ای مقارن با دوران بازسازی اقتصادی و نیز توسعه سیاسی بوده است:ریاست جمهوری 8 ساله هاشمی رفسنجانی و سیاست های تعدیل اقتصادی،ریاست جمهوری 8 ساله سید محمد خاتمی و سیاست های توسعه سیاسی،عملیاتی کردن صلح ایران و عراق،تشکیل رسمی مجمع تشخیص مصلحت نظام و نهایی کردن فعالیتهای شورای بازنگری قانون اساسی که بر اساس آن قید مرجعیت از شرایط رهبری حذف شد،تمرکز اختیارات به رئیس جمهور اعطا شد،پست نخست وزیری حذف شد و شوراها چون شورای عالی قضایی منحل گردید.حادثه 11 سپتامبر در آمریکا،حوادث 18 تیر 78 دانشگاه،اشغال عراق و افغانستان،جنگ آمریکا علیه صدام در خلیج فارس،فتنه بعد ازانتخابات ریاست جمهوری سال 88،انقلاب های بیداری اسلامی در کشورهای عربی و چالش های متعدد دیگر را باید در زمره رخدادهای این دوران یاد کرد.

دوم ) حضرت امام(ره) به دلیل ناکارآمدی برخی دستگاه های اجرایی و لزوم سرعت بخشیدن به عمران و آبادانی روستاها،جهادسازندگی برای دفاع از انقلاب و دستاوردهای آن،سپاه و بسیج برای پاسداشت ایثارگران و خاندان معظم شهدا،بنیاد شهید و ... را تشکیل داد.ستاد انقلاب فرهنگی برای ساماندهی دانشگاه ها شکل گرفت.فرمان 8 ماده ای امام(ره) برای ترمیم خرابی ها و رفع بی عدالتی ها در حوزه قضا صادر شد.

حضرت آیت الله خامنه ای با تقویت سیاست راهبردی امام(ره) به حمایت از نهادهای انقلاب اهتمام ورزید و متناسب با شرلیط زمان و نیازهای جهانی،مجمع تقریب مذاهب اسلامی را برای ارتباط و تعامل اهل سنت و تشیع در جهان،مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام) را تشکیلاتی برای جوامع شیعی و دفاع و معرفی صحیح شیعه،ستاد راهبردی در امور دیپلماسی را برای سامان بخشی به عرصه دیپلماسی و بین الملل و ستاد اقامه نماز را برای اشاعه فرهنگ نماز تشکیل داد.

سوم ) حضرت امام(ره) جمهوری اسلامی را بر پایه نظریه ولایت فقیه تبیین کرد.حفظ نظام را از اوجب واجبات خواند.فقه پویا و سنتی را نه در برابر و تقابل هم که مقوم یکدیگر برشمرد.توجه به مکان و زمان در صدور فتاوی یا همان احکام ثانویه و اولیه را که نقشی بی بدیل در حل مشکلات داشت باید از دیگر دیدگاه های نظری امام برشمرد.

آیت الله خامنه ای مبدع نظریه مردم سالاری دینی است که همان ترجمان جمهوری اسلامی است.ایشان این مدل را بهترین الگو برای اداره جوامع بشری می دانند.نهضت آزاد اندیشی و برپایی کرسی های نظریه پردازی،اصلاحات اسلامی در برابر اصلاحات آمریکایی و تبیین دکترین سیاست خارجی بر پایه 3 مولفه عزّت،حکمت و مصلحت و لزوم اتحاد ملی و انسجام اسلامی در بحران را باید از ارکان و بنیادهای نظری آیت الله خامنه ای برشمرد.

چهارم ) اشتراک در گفتمان امام و رهبری نقش بی بدیل در فرهنگ سازی،رفتارسازی و نهادینه کردن ارزش ها و مقابله با چالش ها و بحران ها داشته است.گفتمان اصولگرایی رهبری همان گفتمان انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) است.اگر  محور گفتمان  انقلاب اسلامی در حیات حضرت امام خمینی(ره)،دفاع مقدس و ارزش ها بود،محور گفتمان اصولگرایی رهبری،عدالت خواهی و فسادستیزی بوده است.در میان عناصر و مؤلفه های مشترک این گفتمان ها،مواردی چون آخرت گرایی،دنیاگریزی،خداباوری،مردم سالاری،شهادت طلبی،ایثارگری،شجاعت،خرد جمعی،مخالفت با استبداد رأی و یکه سالاری،شایسته سالاری امور،تقدم منافع جمعی بر منافع فردی و باندی،بیگانه ستیزی و استکبار ستیزی،تولی و تبری (دوست و دشمن شناسی)،توکل،اخلاص،توانستن،مقابله با جمود،تحجر،تجدید نظر طلبی و ... را باید مورد تاکید قرار داد.

پنجم ) در راهبردها و استراتژی های امام(ره) و رهبری،اشتراکات جالبی وجود دارد.امام به راهبرد جنگ با نام گذاری دفاع مقدس،بُعد ارزشی و اعتقادی و جهادی داد.آن را جنگ کفر و باطل و حق و باطل نامید و نبرد را صبغه کاملاً ایدئولوژیک بخشید.اگر چه امام،سال ها را چون رهبری نامگذاری خاص نمی کرد،اما در طول 8 سال جنگ ظالمانه،اولویت را به آن داد و همه نیروها،امکانات و ظرفیت کشور را به سمت آن بسیج کرد.

هر چند در نگاه راهبردی امام "روز جهانی قدس" برای بسیج اسلام و جهان بشریت علیه اسرائیل بود،اما با این همه هنگامی که برخی نغمه ها در دوران جنگ در راستای بسیج مردم برای دفاع از قدس و جنگ با اسرائیل مطرح شد،امام فرمود:"راه قدس از کربلا می گذرد".

شک نباید کرد دستاوردهای بزرگ کنونی انقلاب مرهون نگاه راهبردی امام و رهبری است.امام تکیه بر نیروهای خودی،تبدیل هر ناممکن به ممکن و این که "ما می توانیم"،لزوم چاره اندیشی برای اقتصاد بدون نفت،تاکید بر هوش و استعداد ایرانی و توانایی رسیدن به مدارج و قله های رفیع علم و دانش،اهتمام بر نظم و انضباط،وجدان کاری،آزادی،مردم سالاری،جمهوری اسلامی و... را باید از عناصر و مولفه های مشترک در راهبرد امام و رهبری برشمرد.اگر امام جنگ را نبرد حق و باطل می دانست و نبرد تا رفع فتنه در جهان و نابودی صدام را مقصد نهایی بر می شمرد،رهبر معظم انقلاب با سقوط صدام و روی کار آمدن حکومت مردمی در عراق حمایت از ملت مظلوم عراق و همکاری برای سازندگی را راهبرد سیاست خارجی قرار داد.

جنگ 33 روزه که مصاف نفس گیر حزب الله لبنان و ارتش اسرائیل با حمایت استکبار بود،رسانه های غربی اعتراف کردند که اینها از ثمرات انقلاب اسلامی و سید حسن نصرالله که شاگرد آیت الله خامنه ای است،حاصل شده است.

امام و رهبری هر دو بر مقوله فرهنگ به عنوان اولویت ها تاکید داشتند.امام "فرهنگ را پایه شقاوت و سعادت یک ملت" می دانست و رهبری "فرهنگ را فضای تنفس برای جامعه" برشمرد.این اقدام در برابر چالش های نظری که فرهنگ را عنصری دست چندم در برابر توسعه اقتصادی و سیاسی بر می شمردند،ارائه شد.

ششم ) اوج بحران ها و چالش ها ی داخلی دوره امام در کودتاها،تجزیه طلبی ها،خودمختاری ها،ترورهای سازمان منافقین،بحران سازی لیبرال ها و فتنه باند مهدی هاشمی و ارتباط با آیت الله منتظری که قائم مقام رهبری بود،قرار داشت.

تدبیر و طراحی امام برای مقابله با این بحران ها و خنثی کردن آن،اطلاع رسانی،روشن گری و دعوت با موعظه بود.آن گاه که پاسخ مناسب دریافت نکرد،نکوهش و هشدار بود.در مرحله سوم،دعوت و فراخوان از مردم برای مقابله با توطئه ها بود.

امام بارها و بارها منافقین را نصیحت و موعظه کرد که به دامن اسلام برگردند.آن گاه که منافقین دست به اسلحه بردند،مبارزه مسلحانه و ترور مردم و مسؤولان را پیشه کردند،امام فرمود:"خطر منافقین از کفار بدتر است" یا هنگامی که جبهه ملی لایحه مجازات اسلامی یا همان قصاص را غیر امروزی،غیر بشری و اجرا ناپذیر برشمرد،امام جبهه ملی را "مرتد" اعلام کرد و مردم را برای مقابله با آنها به خیابان فراخواند.

در جریان آقای منتظری،بارها و بارها با نصیحت و موعظه و تذکر مبنی بر "اصلاح بیت" و لزوم "جداسازی مرزها" سخن گفت و هنگامی که مشاهده کرد منتظری راه دیگری را در پیش گرفته است،"فرمان عزل" وی را صادر کرد و به برخی از سران نظام فرمود: "این غائله را باید من در زمان خودم حل کنم و گرنه ده سال بعد مشکلاتی ایجاد خواهد کرد".به رغم این دور اندیشی،درست ده سال پس از عزل منتظری از قائم مقامی رهبری توسط حضرت امام خمینی(ره)،شاهد غائله دیگری از وی بودیم که رهبری با دبیر و حضور مردم آن را حل کرد.

علاوه بر این باید از مساله هسته ای رادیکالیسم سیاسی بر آمده از دوم خرداد 76 از جمله حادثه کوی دانشگاه در 18تیر 78 که رهبری آن را "جفا به دانشجو و ضربه از پشت بر خود" تعبیر کرد،یاد کنیم.فراموش نکنیم رادیکالیسم سیاسی،محصولی تلخ از حماسه دوم خرداد بود.تحصن نمایندگان مجلس ششم،استعفای استانداران،وزراء و مقامات دولتی در حمایت از تحصن نمایندگان،کنفرانس برلین و حضور جمعی از سیاسیون و به اصطلاح روشنفکران و همراهی با ضد انقلاب علیه جمهوری اسلامی را به عنوان شاهد مثال می توان بیان کرد.رهبری تلاش کرد چون مقتدای خویش حضرت امام (ره)،با نصیحت و موعظه،رادیکالیسم و افراطی گری را به حاشیه براند،اما افسوس که گوش شنوایی در کار نبود.

کار به جایی رسید که مهدی کروبی،رئیس مجلس ششم در اعتراض به افراطی گری های دوره اول شورای اسلامی شهر تهران که همگی از عناصر دوم خردادی بودند و هر روز با هم جنگ و دعوا داشتند و در طول 4 سال بیش از 5 رئیس عوض کردند،گفت:"شورای شهر تهران آبروی اصلاح طلبان را برده است".

رویکرد رهبری در برخورد با این چالش ها و بحران ها علاوه بر ارشاد و موعظه،دعوت از مردم چون همیشه برای حضور در صحنه بود.تظاهرات و راهپیمایی بزرگ و با شکوه 23 تیرماه 78 و همچنین راهپیمایی 9 دی ماه 1388 در سراسر کشور را که نماد پیوند رهبری و امت بابصیرت بود،همگان به یاد دارند.

هفتم) یکی از چالش ها و بحران هایی که در عرصه بین المللی در دوره امام(ره) برای کشور بروز کرد،مسأله سلمان رشدی و کتاب آیات شیطانی بود که حکم دائمی و تفسیر ناپذیر حضرت امام خمینی(ره) مبنی بر مرتد بودن رشدی و اعطای نشان شهادت به کسی که وی را از بین ببرد،اوج آن محسوب می شود.صدور فتوای امام،پیامدهایی برای کشور داشت اما امام با اقتدار و صلابت پای هزینه های آن ایستاد و مردم را به حمایت از اسلام،قرآن و پیامبر اسلام(ص) فراخواند.

سقوط کمونیسم در دوران گورباچف هم از جمله مسائل مهم جهان در عصر امام خمینی (ره) بود.امام این سقوط را قبلاً پیش بینی کرده بود و با اعزام هیأتی به سرپرستی آیت الله جوادی آملی،رهبر وقت شوروی را به اسلام فراخواند.از شگفتی های انقلاب است که حضرت آیت الله خامنه ای،سقوط و شکست لیبرال دموکراسی را نوید داد و مردم سالاری دینی را بهترین مدل برای اداره جهان برشمرد.

تشکیل دادگاه میکونوس در آلمان و صدور احکامی مبنی بر اتهامات واهی به ایران و برخی مسؤولان و فراخوان سفرای کشورهای اروپایی از تهران به کشورهایشان که به بحران میکونوس معروف شد،در خاطر همه هست.در این زمان رهبر معظم انقلاب با قاطعیت و صلابت در صحنه به همراه مردم ایستاد،افشاگری و روشن گری کرد و هنگامی که کشورهای اروپایی تصمیم به بازگشت به ایران گرفتند،این رهبری مقتدر و با صلابت ایران اسلامی بود که شرایطی برای آمدن سفیران تعیین کرد که از جمله آنها،آمدن سفیر آلمان به عنوان آخرین فرستاده اروپا به ایران بود.

اشغال عراق و افغانستان و لشکرکشی آمریکا و متحدانشان پس از حادثه 11 سپتامبر را همه به یاد داریم،زمانی که نفس ها در سینه ها حبس شده بود و دنیا برای ساعاتی در سکوت و عدم تصمیم فرو رفت،این موضع گیری مقتدرانه و حکمت آمیز رهبری بود که انگشت اتهام استکبار به سمت کشورهای اسلامی را به خودشان برگرداند و در عین همدردی و ابراز تسلیت به بازماندگان و حادثه دیدگان جنگ،استکبار را مورد سرزنش و نکوهش قرار داد.

از کشکر کشی آمریکا به خلیج فارس در جریان اشغال کویت توسط صدام هم باید یاد کرد.جنگی که برخی از سردمداران بعدی جریان دوم خرداد،در آن روزها ادعا داشتند که صدام خالد بن ولید است و باید ایران در برابر آمریکا به کمک صدام بشتابد.این جریان که همان چپ گذشته بود و اکثریت قاطع را در زمان جنگ آمریکا در مجلس سوم در دست داشت،به دلیل تحلیل غلط و بحران در تحلیل می رفت که جنگ دیگری را برای مردم ایران به دست خود تحمیل کند،اما رهبری با قاطعیت آن را رد کرد و به بازشماری جنایات صدام و آمریکا پرداخت و بدین سان این بحران را به فرصتی برای جمهوری اسلامی بدل کرد.

هشتم) رویکرد حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب در بن بست شکنی و خروج از بحران ها نیز اشتراکات فراوان دارد.امام و رهبری اثبات کردند که برای زمانه باید فرزند زمان خویشتن بود.هر دو بزرگوار قاطعانه معتقد به تجربه و حضور پیشگامان انقلاب در اداره جامعه بودند اما به وقت خطر و دفاع از انقلاب باید به جوانان شجاع و مومن اعتماد کرد و کارهای بزرگ را به آنان سپرد.جوانگرایی یک تاکتیک در نزد امام و رهبری بود.

نهم) از مشابهت های مهم و بی بدیل امام و رهبری،مراقبت از مرزهای عقیدتی بود.امروزه در عصر جهانی شدن که بحران معنا بروز کرده است و مرزهای جغرافیایی در نوردیده و مفاهیم در فضا،معنا و مفهومی دیگر یافته اند و به عبارت دیگر مکان،زمان،فضا و جغرافیا به نوعی چون گذشته نقش آفرین نیستند و نه تنها واژگان و مفاهیم و فرهنگ بومی و ملی،میدان داری نمی کنند بلکه کشورها داوطلبانه بخشی از استقلال ملی خود را به نهادهای فراملی واگذار می کنند و این تأثیر جهانی شدن است،در این هنگامه اهتمام حضرت امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب بر حفظ هویت خودی،استقلال و حل چالش های نظری در راستای پاسداری از سنگرهای ایدئولوژیک مثال زدنی است.

امام خمینی،جمهوری اسلامی را به عنوان بهترین الگو و مدل حکومتی معرفی کرد و تن به جمهوری دموکراتیک حتی جمهوری دموکراتیک اسلامی که برخی آن را رژیم مطلوب حکومتی معرفی می کردند،نداد؛بلکه فرمود:"جمهوری اسلامی،نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم".امام برای نشان دادن توانایی و کارایی جمهوری اسلامی با تلفیقی از فقه سنتی بر پایه اجتهاد پویای فقها،به بن بست شکنی مشکلات با تکیه بر احکام اولیه و ثانویه پرداخت و مبتنی بر مقتضیات زمان و مکان،جامعیت و توانایی اسلام در اداره جامعه را نشان داد و از سوی دیگر با هرگونه التقاط،تجدید نظرطلبی و واپس گرایی نیز مخالفت داشت.رهبر معظم انقلاب اسلامی همواره به تبیین این خط امام خمینی(ره) به عنوان مسیر جمهوری اسلامی تاکید نموده و مردم سالاری دینی را که ترجمان جمهوری اسلامی امام است،به عنوان بهترین مدل در مقایسه با سایر مدل های حکومتی بخصوص دموکراسی لیبرال،برای اداره جوامع معرفی کرده است.

رهبری برای حفظ مرزهای عقیدتی از واژه "خودی و غیرخودی" در ادبیات سیاسی استفاده کرد و معتقدان و ملتزمان به اسلام،انقلاب،امام و ولایت فقیه و رهبری را خودی نامید و دایره محدود ذوب شدگان در ولایت را به کنار زد و چتر فراگیر رهبری را بر همه گستراند.رهبری همواره تاکید کرد که "اصلاح طلبی و اصولگرایی" توامان لازم و ملزوم یکدیگرند و از لوازم آن پایبندی به قرائت اسلامی نه آمریکایی اصلاحات است.بی گمان حفظ خط ،جهت و زاویه انقلاب اسلامی را که دغدغه مشترک امام و رهبری بوده است،باید از بزرگترین اشتراکات این دو بزرگوار برشمرد.

دهم) از جمله بحران ها و چالش های کشور ترور فیزیکی سران و شخصیت های انقلاب بوده است.استکبار و ضد انقلاب وابسته به آن خیلی تلاش کردند که میان مردم و سران انقلاب بی اعتمادی ایجاد کنند.شایعه سازی،دروغ گویی،برچسب های ناچسب و اتهامات بی اساس هنگامی که اثر نکرد ترور سران انقلاب در دستور کار قرار گرفت.در زمان حضرت امام خمینی (ره)،گروهک منحرف فرقان که به دنبال تز اسلام منهای روحانیت بود،اقدام به ترور استاد مطهری کرد.امام پس از آن فرمود:"مطهری پاره تن من بود.آثار او بدون استثناء آموزنده است" و بدین سان نقشه دشمنان را خنثی کرد و آثار و اندیشه های این استاد فرزانه و معلم بزرگ انقلاب،تداوم بخش انقلاب اسلامی است.

به هنگام حادثه انفجار حزب جمهوری اسلامی و شهادت 72 تن از یاران انقلاب و در رأس آنان شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی که مورد هجوم تهمت ها و افتراها قرار گرفته بود،امام چه زیبا فرمود:"بهشتی به تنهایی یک امت بود.مظلومیت او بالاتر از شهادت او بود".

ده ها مورد دیگر از این حوادث چون ترور نافرجام آیت الله خامنه ای و... را امام با حکمت و تدبیر اداره بحران ها را تبدیل به فرصت کرد و شرایط را برای خدمتگزاران مساعد ساخت.رهبر عزیز انقلاب اسلامی نیز با تأسی از امام عظیم الشأن در چالش هایی که برای سران انقلاب و نظام به وجود آمد،با تدبیر خویش راهگشایی داشته اند.

وقتی جریان افراطی و رادیکالیسم برآمده از دوم خرداد به شدت به دنبال تخریب روشنگر زمانه آیت الله مصباح یزدی بود،ایشان فرمودند:"اگر شخصیت هایی مانند علامه طباطبایی و شهید مطهری نیستند این شخصیت عزیز و عظیم القدر (مصباح یزدی) خلأ آن عزیزان را در زمان ما پر کرده است".

یازدهم) غیر سیاسی شدن دانشجویان از جمله چالش هایی بود که برخی تفکرات متحجرانه و واپسگرایانه آن را دنبال می کردند.امام در برابر این تفکر که دانشجویان نباید فهرست انتخاباتی بدهند و کار سیاسی کنند،به شدت ایستاد و با آن برخورد کرد.امام پس از شهادت استاد مطهری،آیت الله خامنه ای را به نمایندگی خود برگزید تا در مسجد دانشگاه تهران با دانشجویان سخن بگوید و به پرسش های آنان پاسخ بدهد.این نگاه و رویکرد امام بود که از دانشجویان،کادری برای اداره انقلاب در جهاد سازندگی ،سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و در خطوط مقدم دفاع مقدس ساخت و همین نگاه و رویکرد حضرت رهبری بود که به بازتعریف نهاد نمایندگی در دانشگاه ها و تقویت آنها پرداخت و با دیدارها و ملاقات های مستمر با دانشجویان،حلقه اتصالی درست کرد تا میان رهبر و دانشجو فاصله ای نباشد.ایشان هنگام شنیدن زمزمه هایی مبنی بر عدم مداخله دانشجویان در امور سیاسی فرمودند:"خدا لعنت کند کسانی را که نمی خواهند دانشجویان ما سیاسی باشند".

دوازدهم) فضای باز سیاسی و تکثر مطبوعات،در هر مقطعی داستان خود را داشته است.با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 و رهایی کشور از ظلم و استبداد و سانسور و فضای باز سیاسی که به برکت انقلاب اسلامی به وجود آمد،شاهد چاپ و انتشار مطبوعات و نشریات گوناگون و مختلفی بودیم.

بسیاری از گروه های تجزیه طلب و مدعی خود مختاری هم نشریه داشتند و بسیاری از گروهک های ضد انقلاب هم از امتیاز روزنامه برخوردار بودند.اکثر نشریات آن زمان علیه اسلام و انقلاب و نظام نو پای جمهوری اسلامی فعالیت می کردند.امام بارها آنها را موعظه و نصیحت و قاطعانه اعلام کردند:"ما موافق آزادی هستیم اما اجازه توطئه نمی دهیم" و پس از اتمام حجت امام بود که از مسؤولان قضایی و سایر مسؤولان قاطعانه خواست برخورد با مخالفان آزادی و کسانی که توطئه می کردند را در دستور کار قرار دهند و پس از آن بود که بسیاری از آن مطبوعات تعطیل شد و بدین سان شبکه رسانه ای ضد انقلاب از کار افتاد.

رهبر معظم انقلاب نیز در فضای خاص به وجود آمده پس از دوم خرداد76 که تکثر مطبوعات و نشریات مختلف و ضد نظام از جمله ویژگی های آن شرایط بود،بارها تلاش کردند با موعظه و نصیحت،متجاوزان به حقوق مردم را به وظایف قانونی و رسالت تاریخی رهنمون سازند،اما براندازان خاموش و شبکه رسانه ای در اختیار آنان،جز هجمه به ارزش های اسلامی،ارکان نظام،شایعه و ایجاد بدبینی میان مردم و مسؤولان هدفی نداشتند.رهبری آن گاه تصمیم به افشاگری گرفت و از این دسته از مطبوعات به عنوان "مطبوعات زنجیره ای"که "پایگاه دشمن" هستند و "تیترهای واحد" می زنند،یاد کرد و قوه قضاییه نیز بنا به وظایف خود،اقدام به توقیف این نشریات کرد.بدین گونه،توطئه بزرگی که علیه ملت مشغول فعالیت بود،خنثی شد.

سیزدهم) آمریکا و سیاست های استکباری آن از گذشته و حال در ادبیات امام و رهبری جایگاه خاصی داشته اند.امام آمریکا را "اُم الفساد قرن" و "شیطان بزرگ" نامید.هنگامی که آمریکا تهدید به قطع رابطه با ایران کرد،امام فرمود:"ای کاش این رابطه زودتر قطع شود" و زمانی که آمریکا اقدام به تحریم اقتصادی و سیاسی ایران کرد،باز امام خروش برآورد:"ما فرزندان محرم و رمضان هستیم.ما را از محاصره اقتصادی نترسانید".بالاخره وقتی آمریکا تهدید علنی علیه ایران کرد،امام فرمود:"آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند".

رهبری که شاگردی خلف استاد خویش(حضرت امام) بود نیز راهبردی مشابه در برابر آمریکا اتخاذ کرد.رهبری بارها آمریکا را "مظهر فساد و خودخواهی"معرفی کرد.هنگامی که آمریکا از تهدید علیه ایران سخن گفت،رهبری فرمود:"ما در برابر متجاوزان رفتار حسینی خواهیم داشت".زمانی که برخی از مذاکره و رابطه با آمریکا در داخل ایران سخن می گفتند،رهبری گفت:"مذاکره و رابطه با آمریکا تا زمانی که این کشور دست از خباثت برندارد،به مثابه کوچه بن بست است".

این گونه بود که در سایه راهبرد استکبار ستیزی امام و رهبری،ابهت و هیمنه پوشالی آمریکا شکست،مقابله با سیطره و استیلای آمریکا بر جهان در سرتاسر جهان به یک نهضت عمومی مبدل شد،بسیاری از مظلومان و مستضعفان جهان علیه استکبار به پا خواستند و امروزه مقابله با تک صدایی و یک جانبه گرایی که آمریکا به دنبال آن است،تبدیل به یک خواست جهانی شده است.

درباره مشابهت های امام و رهبری در بحران ها و چالش ها،سخن فراوان و فرصت محدود است.امام و رهبری هییچ گاه شائبه "توهم توطئه" را پذیرا نشدند و همواره بر نقش عوامل و دشمنان خارجی تأکید کردند."حفظ اتحاد مسؤولان" و "وحدت مردم" را بزرگترین راه مقابله با توطئه ها و دفاع از انقلاب و نظام بر شمردند.

امام و رهبری توطئه سازمان یافته "جدایی دین از سیاست"را رسوا و بر "جدایی حوزه و دانشگاه"خط بطلان کشیدند.مردمسالاری دینی که جمهوریت و اسلامیت آن در قالب جمهوری اسلامی تبلور یافت،مدل تام و تمام اداره کشور شد و هیچ نسخه ای چون"سلطنت شیعی"،"خلافت اسلامی"،"حکومت اسلامی"و"جمهوری دموکراتیک اسلامی"را برنتابیدند .

امام و رهبری در خط مقدم مبارزه با خرافات و عرفان های دروغین،تجدید نظر طلبی،واپس گرایی و تحجر گرایی بوده و هستند.هر دو از خط انجمن حجّتیه یا نسخه های مشابه آن چون حجّتیه جدید نگران بودند و اعلام خطر کرده و می کنند.امام و رهبری همواره"حوزه و روحانیت"را برای پاسخ به شبهات دینی و لزوم نظریه پردازی دینی فرا می خواندند و بر مقتضیات زمان در صدور فتاوی تأکید داشتند.

اگر رهبری فرمود:"این انقلاب بی نام خمینی(ره) در هیچ جای جهان شناخته شده نیست" امام هم فرمودند:"آقای خامنه ای برای رهبری صلاحیت و شایستگی دارد".

منبع: تداوم آفتاب – نگاهی نو به شخصیت حضرت آیت الله خامنه ای – به کوشش جمعی از نویسندگان.

 

CAPTCHA
سوال امنیتی
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.