ولایت فقیه از نگاه اشپیگل؛ مستحکم از جنس بتن

تاریخ ارسال:14:02 1396/04/08
ولایت فقیه از نگاه اشپیگل؛ مستحکم از جنس بتن

ولایت فقیه از نگاه اشپیگل؛ مستحکم از جنس بتن

محمد مهدی حائری شیرازی

مدتی پیش مجله ی مهم و تاثیر گذار آلمانی زبان اشپیگل آنلاین مقاله ای تحت عنوان ( آیت الله از جنس بتون) به قلم اولریکه پوتز منتشر نمود. 1

همانطور که از نام مقاله پیداست، نویسنده ی مذکور با زیرکی و با نگاه تا حدودی منفی و جهت دار به تحلیل جایگاه برتر و قدرتمند ولی فقیه در نظام جمهوری اسلامی پرداخته بود ، به نحوی که به درستی تصمیم گیری نهایی در خصوص مسائل مهم و اساسی مثل انرژی هسته ای و چگونگی بر خورد با اپوزیسیون داخلی و فتنه ی پس از انتخابات و ... را موکول به نظر رهبری و ولی فقیه دانسته  و در قسمتی دیگر ازنوشتارخود ضمن برشمردن برخی ازوظایف واختیارات مقام رهبری درقانون اساسی بدون اشاره به شرایط رهبری مثل عدالت وفقاهت ودوری از دنیاطلبی و... همچنین نظارت مجلس خبرگان بر احراز این شرایطَ ، ولی فقیه وشخص آیت ا... خامنه ای را از جمله قدرتمندترین افراد درجهان کنونی برمی شمرد.

این نویسنده اگر چه با نگاه مادی و معطوف به قدرت و دموکراسی محور به دنبال به چالش کشیدن قدرت جایگاه ولایت فقیه در نظام جمهوری اسلامی ایران بود ، ولی از باب «الفضل ما شهد به العدو» (فضل و برتری آن است که دشمن به آن شهادت و گواهی دهد ) تحلیل وی نکات در خور تامل و جالب  توجهی نیز برای دوستان و علاقه مندان به انقلاب اسلامی در بر داشت .

از این رو بنده بر آن شدم در ذیل این مقاله و تحلیل آن چند جمله ای در خصوص جایگاه ولایت فقیه و تاثیر گذاری شخص ولی فقیه در جهان سیاست و شطرنج قدرت در دنیای پیچیده ی کنونی به نگارش در آورم .
در این نوشتار بنا نسیت که از منظر فقهی و دینی جایگاه ولایت فقیه مورد بررسی قرار گیرد ، بلکه بنده فقط تلاش می کنم ، با در دست دادن تصویری هر چند اجمالی از صحنه ی بازی سیاست و قدرت در جهان کنونی به تحلیل این جایگاه خطیر بپردازم .

آنچه هم اکنون در سطح روابط بین الملل و به ویژه پس از جریان 11 سپتامبر به روشنی و وضوح قابل مشاهده است ، تاثیر قدرت و کشور های قدرتمند در دیکته کردن و تنظیم سیاست نوین جهانی در راستای منافع ملی خویش است و این آن چیزی است ، که نه تنها مدعای ماست بلکه مورد اذعان برخی از حاکمان کشور های توسعه طلب و ابر قدرت های جهانی است که در مقاطع مختلف و با زبان های گوناگون به زبان آورده اند!

نمونه ی بارز این مسئله در حمله به کشور های عراق و افغانستان بی پناه بود ، که حتی صدای اعتراض برخی از دوستان قدیمی وهم پالکی هایشان در اروپا را نیز در آورد . حمله و تجاوز به دو کشور اسلامی و غصب دو سرزمین بدون اجماع جهانی و تایید سازمان ملل و به بهانه ی مبارزه با ترورسیم و توسعه ی دموکراسی ، در بهترین صورت و مقبول ترین توجیه ، به معنای به رسمیت شناختن قدرت در تفسیر ارزش های اخلاقی در سطح بین الملل و تعیین ملاک های همزیستی مسالمت آمیز و امنیت پایدار توسط ابر قدرت های جهان می باشد!

اگر این حقیقت تلخ را بشکافیم و به زبان ساده آن را بیان کنیم ، به چیزی به جز «قانون جنگل» و رابطه ی گرگ و میش که امام خمینی (ره) بار ها آن را با زبان بی پیرایه ی خوش بیان نموده بود ، نمی رسیم !

به بیان دیگر ، در عرصه شطرنج سیاست بین الملل ، اگر شما قدرتمند نباشی ، اساسا ارزش مذاکره و گفتگو و معامله نخواهی داشت و به میزانی که از قدرت و پشتوانه ی ملی ، سیاسی ، اقتصادی ، نظامی ، و ... بر خوردار باشی ، به همان مقدار قدرت چانه زدن و ورود به بازی بزرگان خواهی داشت .

این چنین است که در جریان حمله به افغانستان و عراق ، چون این دو کشور ، فاقد پارامتر های قدرت ملی و سیاسی و اقتصادی و ... بودند ، اساسا برای حمله به این کشور ها ، ابر قدرت ها حتی زحمت مذاکره و یا اجازه و هماهنگی با سازمان ملل را نیز به خود ندادند ! به عبارت در این کشور ها بزرگتر و مانع و رادعی در سر راه خود ندیدند تا بخواهند با آن وارد چالش و مذاکره شوند ،فلذا با پیاده کردن نیروی نظامی به صورت عملی به مذاکره و گفت و گو پرداختند و هنوز هم که هنوز است این کشور ها هزینه ی این همزیستی اجباری با نیروی اشغالگر را می پردازند .

در مقابل شما می بینید که در خصوص نحوه ی بر خورد با جمهوری اسلامی ایران وضع کاملا به گونه ای دیگر است ، در طول این سال ها ایران عزیز پیوسته در معرض تهدید و تحریم و فشار بوده است ، اما هیچ گاه قدرت های جهانی جرات نکرده اند مستقیما و رسما با نیروی نظامی وارد عمل شوند چرا که نظام جمهوری اسلامی ایران توانسته با تکیه برمزیت های نسبی خود در زمینه های فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی ، نظامی و ... جایگاه و قدرت خویش را تثبیت نماید .

به زعم حقیر ، یکی از مهم ترین و کلیدی ترین پارامتر های قدرت در کشور از ابتدا تا کنون جایگاه ولایت فقیه و شخص ولی فقیه بوده است ، چرا که ولی فقیه با تکیه بر قدرت مذهبی ، معنوی وسیاسی خویش ،نقطه ی کانونی و تمرکز قوای نظام و 70 میلیون جمعیت ایران است ، یعنی همان طور که ذره بین با تمرکز بخشیدن به پرتو های آفتاب و اشعه های پراکنده ی آن ، ایجاد حرارت و آتش می نماید ، ولی فقیه نیز با تمرکز بخشیدن به قدرت ملت و نظام ، همچون سدی بتونی و نفوذ ناپذیر و به قول نویسنده ی مجله ی اشپیگل آنلاین «آِیت الله از جنس بتون » در مقابل منافع نامشروع و زیاده خواهی های قدرت های زور گو می ایستد و از منافع ملی ما دفاع می کند .

و پیر جماران چه زیبا فرمود :«که پشتیبان ولایت فقیه باشید ، تا به مملکت شما آسیبی نرسد » آن حکیم فرزانه ، اگر چه از منظر فقهی و اسلامی به این جایگاه نظر و توجه ویژه ای داشت ، اما ادبیات قدرت در سیاست جهانی را نیز به خوبی می شناخت .

نکته ی در خور تامل آن که متاسفانه می بینیم که دقیقا این نقطه ی کانونی و استراتژیک است که پیوسته در داخل و خارج و به ویژه در فتنه ی پس از انتخابات در معرض شدید ترین حملات بوده است ، و این نشان می دهد که دشمنان اکنون با چراغ آمده اند تا کالای گزیده تری را به یغما ببرند ، آنان به خوبی در یافته اند که اگر ولی فقیه نبود کسی نمی توانست با تکیه بر دموکراسی که آنان خود پدر و مولد آن بوده و چم و خم آن را به خوبی می شناسند ، در مقابل آنان بایستد و از منافع ملتی مظلوم و بی پناه دفاع نموده ، و در مقابل قدرتمندان استقامت و ایستادگی بنماید .

سخن پایانی آن که به زعم حقیر ، در جریان فتنه اخیر نیز ، دشمنان خبیث و زخم خورده ی انقلاب ، از آن لحظه که تقابل برخی از جریانات و سران فتنه با ولی فقیه را مشاهده نمودند ، به ایشان دل بسته و توان خود را در جهت تضعیف این اصل متین و مستحکم در اختیار این جریان قرار دادند ! به عبارت دیگر از آنجا که حرکت جریان فتنه در راستای منافع بلند مدت آنان بود فلذا بلا فاصله همچون لشکری آماده ، توان رسانه ای و تبلیغاتی و... خود را در راستای حمایت از ایشان قرار دادند .

محمد مهدی حائری شیرازی – وین

پی نوشت : ajatollah aus  Beton , 14.2.2010 . ulrilce putz

http://www.spiegel.de/politik/ausland/0,1518,677579,00.html

CAPTCHA
سوال امنیتی
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.