مقام معظم رهبری از نگاه سیاستمداران بین المللی(1)

تاریخ ارسال:07:28 1396/04/11
مقام معظم رهبری از نگاه سیاستمداران بین المللی(1)

مقام معظم رهبری از نگاه سیاستمداران بین المللی
کوفی عنان:
کوفی عنان وقتی با مقام معظم رهبری ملاقات می­نماید، مقام معظم رهبری درباره تاریخچه کشور غنا که زادگاه کوفی عنان بوده و همچنین شخصیت ها و موقعیت سیاسی و اجتماعی آن صحبت می کنند، این موجب تعجب کوفی عنان می شود و پس از ملاقات می گوید: با اینکه اهل غنا هستم درباره کشور خود به اندازه ایشان اطلاع ندارم. کوفی عنان افتخار رهبری مقام معظم رهبری را نه فقط مختص ایرانی ها بلکه کل مسلمانان دانسته و می گوید: ایرانی ها و مسلمانان باید افتخار کنند که چنین رهبری دارند ای کاش ایشان دبیر کل سازمان ملل بودند.کوفی عنان که مقام دبیر کلی سازمان ملل را به عهده داشت در این ملاقات چنان مجذوب شخصیت مقام معظم رهبری می شوند که می گویند: «من با شخصیت های مختلفی از جمله ژاک شیراک و هلموت­کهل دیدار داشته­ام که به شدت تحت تاثیر قرار گرفته ام. ولی در ملاقات با ا یشان احساس کردم هنوز کسی را مثل ایشان ندیده­ام شخصیت معنوی ایشان چنان مرا تحت تاثیر قرار داد که پیش خودم فکر کردم چرا شخصیتی مثل من باید دبیرکل سازمان ملل باشد پس از این دیدار شخصیت هایی که مرا جذب کرده بودند همه را به فراموشی سپردم.»
شخصیت و هوشمندی سیاسی مقام معظم رهبری نیز کوفی عنان را به تعجب وا داشته است. «همیشه معتقد بودم شخصیت های معنوی و عرفانی از مسایل سیاسی اطلاعی ندارند ولی در دیدار اخیرم ایشان را در اوج قداست، شخصیتی سیاسی دیدم که آنچه از سیاسیون بزرگ در ذهنم بود، همه را پاک کردم»
خاویر پرز دکوئیار:
دکتر علی اکبر بشارتی ، وزیر اسبق کشور در مورد ملاقات خاویرپرز دکوئیار با مقام معظم رهبری می گوید:
«بعداز صدور قطعنامه 598 سازمان ملل، از سوی کشورهای قدرتمند دنیا بر ایران فشارهای زیادی وارد می شد تا آن را بپذیریم. درهمان ایام خاویر پرزدکوئیار دبیر کل وقت سازمان ملل متحد، برای رایزنی های لازم به ایران آمد و با حضرت آیت­الله خامنه ای که آن زمان رییس جمهور بودند ،ملاقات کرد. پس ازملاقات دکوئیار به من گفت: رییس جمهور شما از کدام دانشگاه علوم سیاسی فارغ التحصیل شده است؟ گفتم: چطور؟ گفت: من از چند دانشگاه معتبر دنیا مدرک دکترای علوم سیاسی دارم و بیش از سی­سال است که کار سیاسی می­کنم و ده سال است که دبیر کل سازمان ملل هستم. در این مدت کمتر شخصیت سیاسی و رییس­جمهوری هست که وی را ندیده و با او گفتگو نکرده باشم ولی تاکنون شخصیتی سیاستمدار و هوشمندتر از رییس جمهور شما ندیده ام».
ولادیمیر پوتین:
«با عنایات به مطالعاتی که من درباره مسیح داشته ام در ملاقات با رهبر ایران تمام ویژگی های نوشته شده برای مسیح را در آیت الله خامنه ای دیدم و برایم متجلی شد. حکیم بزرگی در ایران نشسته است که به ذهن من خطور نمی کرد او تا به این حد همه جانبه نگر باشد. او حکیم و دانشمندی است که تصمیم گیری و تنظیم سیاست ایران با اوست و با وجود درایت و هوش سرشار ایشان هیچ خطری متوجه ایران نمی شود. من در ملاقات با ایشان معنای واقعی قانون اساسی جمهوری اسلامی و مفهوم ولایت فقیه و ولایت علمای دینی را که شنیده بودم، فهمیدم.» (خاطرات حجة الاسلام احمد مروی در همایش علمی کاربردی تبلیغ، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، به نقل از خبرگزاری فارس)
دیلیپ داروا، وزیر صنایع بنگلادش:
دیدار گروه دی‌هشت با رهبر ایران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود و من بسیار تحت‌تأثیر شخصیت ایشان قرار گرفتم. بسیار مشعوف شدم که با رهبر مسلمین جهان دیدار کردم. ایشان شخصیت بزرگی دارند و حس خاصی در دیدار با ایشان حکم‌فرما بود. شخصی آرام، که مسلط به مسائل روز مسلمانان و نیاز آن‌ها است و انگیزه‌ی دو چندانی به من برای آشنا شدن با ایشان داد. این دیدار یکی از بهترین خاطراتم بود... من برای اولین‌بار به ایران آمده‌ام و مردم آن را می‌بینم. بنگلادش نیز مانند ایران از بحران اقتصادی به سلامت عبور کرده و رشد صنعتی خوبی داشته است. من از رشد اقتصادی و صنعتی ایران بسیار متعجب شدم و وقتی با رهبر مسلمین جهان دیدار کردم، پی بردم که ایشان در به دست آوردن این رشد نقش اساسی داشته‌اند. (روزنامه ایران، 18، اسفند 1388)
مجله ی آلمانی زبان اشپیگل آنلاین
مدتی پیش مجله ی مهم و تاثیر گذار آلمانی زبان اشپیگل آنلاین مقاله ای تحت عنوان ( آیت الله از جنس بتون) به قلم «اولریکه پوتز» منتشر نمود.
همانطور که از نام مقاله پیداست، نویسنده ی مذکور با زیرکی و با نگاه تا حدودی منفی و جهت دار به تحلیل جایگاه برتر و قدرتمند ولی فقیه در نظام جمهوری اسلامی پرداخته بود ، به نحوی که به درستی تصمیم گیری نهایی در خصوص مسائل مهم و اساسی مثل انرژی هسته ای و چگونگی بر خورد با اپوزیسیون داخلی و فتنه ی پس از انتخابات و ... را موکول به نظر رهبری و ولی فقیه دانسته  و در قسمتی دیگر ازنوشتارخود ضمن برشمردن برخی ازوظایف واختیارات مقام رهبری درقانون اساسی بدون اشاره به شرایط رهبری مثل عدالت وفقاهت ودوری از دنیاطلبی و... همچنین نظارت مجلس خبرگان بر احراز این شرایطَ ، ولی فقیه وشخص آیت ا... خامنه ای را از جمله قدرتمندترین افراد درجهان کنونی برمی شمرد.
این نویسنده اگر چه با نگاه مادی و معطوف به قدرت و دموکراسی محور به دنبال به چالش کشیدن قدرت جایگاه ولایت فقیه در نظام جمهوری اسلامی ایران بود ، ولی از باب «الفضل ما شهد به العدو» (فضل و برتری آن است که دشمن به آن شهادت و گواهی دهد ) تحلیل وی نکات در خور تامل و جالب  توجهی نیز برای دوستان و علاقه مندان به انقلاب اسلامی در بر داشت .
از این رو بنده بر آن شدم در ذیل این مقاله و تحلیل آن چند جمله ای در خصوص جایگاه ولایت فقیه و تاثیر گذاری شخص ولی فقیه در جهان سیاست و شطرنج قدرت در دنیای پیچیده ی کنونی به نگارش در آورم .
در این نوشتار بنا نسیت که از منظر فقهی و دینی جایگاه ولایت فقیه مورد بررسی قرار گیرد ، بلکه بنده فقط تلاش می کنم ، با در دست دادن تصویری هر چند اجمالی از صحنه ی بازی سیاست و قدرت در جهان کنونی به تحلیل این جایگاه خطیر بپردازم .
آنچه هم اکنون در سطح روابط بین الملل و به ویژه پس از جریان 11 سپتامبر به روشنی و وضوح قابل مشاهده است ، تاثیر قدرت و کشور های قدرتمند در دیکته کردن و تنظیم سیاست نوین جهانی در راستای منافع ملی خویش است و این آن چیزی است ، که نه تنها مدعای ماست بلکه مورد اذعان برخی از حاکمان کشور های توسعه طلب و ابر قدرت های جهانی است که در مقاطع مختلف و با زبان های گوناگون به زبان آورده اند!
نمونه ی بارز این مسئله در حمله به کشور های عراق و افغانستان بی پناه بود ، که حتی صدای اعتراض برخی از دوستان قدیمی وهم پالکی هایشان در اروپا را نیز در آورد . حمله و تجاوز به دو کشور اسلامی و غصب دو سرزمین بدون اجماع جهانی و تایید سازمان ملل و به بهانه ی مبارزه با ترورسیم و توسعه ی دموکراسی ، در بهترین صورت و مقبول ترین توجیه ، به معنای به رسمیت شناختن قدرت در تفسیر ارزش های اخلاقی در سطح بین الملل و تعیین ملاک های همزیستی مسالمت آمیز و امنیت پایدار توسط ابر قدرت های جهان می باشد!
اگر این حقیقت تلخ را بشکافیم و به زبان ساده آن را بیان کنیم ، به چیزی به جز «قانون جنگل» و رابطه ی گرگ و میش که امام خمینی (ره) بار ها آن را با زبان بی پیرایه ی خوش بیان نموده بود ، نمی رسیم !
به بیان دیگر ، در عرصه شطرنج سیاست بین الملل ، اگر شما قدرتمند نباشی ، اساسا ارزش مذاکره و گفتگو و معامله نخواهی داشت و به میزانی که از قدرت و پشتوانه ی ملی ، سیاسی ، اقتصادی ، نظامی ، و ... بر خوردار باشی ، به همان مقدار قدرت چانه زدن و ورود به بازی بزرگان خواهی داشت .
این چنین است که در جریان حمله به افغانستان و عراق ، چون این دو کشور ، فاقد پارامتر های قدرت ملی و سیاسی و اقتصادی و ... بودند ، اساسا برای حمله به این کشور ها ، ابر قدرت ها حتی زحمت مذاکره و یا اجازه و هماهنگی با سازمان ملل را نیز به خود ندادند ! به عبارت در این کشور ها بزرگتر و مانع و رادعی در سر راه خود ندیدند تا بخواهند با آن وارد چالش و مذاکره شوند ،فلذا با پیاده کردن نیروی نظامی به صورت عملی به مذاکره و گفت و گو پرداختند و هنوز هم که هنوز است این کشور ها هزینه ی این همزیستی اجباری با نیروی اشغالگر را می پردازند .
در مقابل شما می بینید که در خصوص نحوه ی بر خورد با جمهوری اسلامی ایران وضع کاملا به گونه ای دیگر است ، در طول این سال ها ایران عزیز پیوسته در معرض تهدید و تحریم و فشار بوده است ، اما هیچ گاه قدرت های جهانی جرات نکرده اند مستقیما و رسما با نیروی نظامی وارد عمل شوند چرا که نظام جمهوری اسلامی ایران توانسته با تکیه برمزیت های نسبی خود در زمینه های فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی ، نظامی و ... جایگاه و قدرت خویش را تثبیت نماید .
به زعم حقیر ، یکی از مهم ترین و کلیدی ترین پارامتر های قدرت در کشور از ابتدا تا کنون جایگاه ولایت فقیه و شخص ولی فقیه بوده است ، چرا که ولی فقیه با تکیه بر قدرت مذهبی ، معنوی وسیاسی خویش ،نقطه ی کانونی و تمرکز قوای نظام و 70 میلیون جمعیت ایران است ، یعنی همان طور که ذره بین با تمرکز بخشیدن به پرتو های آفتاب و اشعه های پراکنده ی آن ، ایجاد حرارت و آتش می نماید ، ولی فقیه نیز با تمرکز بخشیدن به قدرت ملت و نظام ، همچون سدی بتونی و نفوذ ناپذیر و به قول نویسنده ی مجله ی اشپیگل آنلاین «آِیت الله از جنس بتون » در مقابل منافع نامشروع و زیاده خواهی های قدرت های زور گو می ایستد و از منافع ملی ما دفاع می کند .
و پیر جماران چه زیبا فرمود :«که پشتیبان ولایت فقیه باشید ، تا به مملکت شما آسیبی نرسد » آن حکیم فرزانه ، اگر چه از منظر فقهی و اسلامی به این جایگاه نظر و توجه ویژه ای داشت ، اما ادبیات قدرت در سیاست جهانی را نیز به خوبی می شناخت .
نکته ی در خور تامل آن که متاسفانه می بینیم که دقیقا این نقطه ی کانونی و استراتژیک است که پیوسته در داخل و خارج و به ویژه در فتنه ی پس از انتخابات در معرض شدید ترین حملات بوده است ، و این نشان می دهد که دشمنان اکنون با چراغ آمده اند تا کالای گزیده تری را به یغما ببرند ، آنان به خوبی در یافته اند که اگر ولی فقیه نبود کسی نمی توانست با تکیه بر دموکراسی که آنان خود پدر و مولد آن بوده و چم و خم آن را به خوبی می شناسند ، در مقابل آنان بایستد و از منافع ملتی مظلوم و بی پناه دفاع نموده ، و در مقابل قدرتمندان استقامت و ایستادگی بنماید .
سخن پایانی آن که به زعم حقیر ، در جریان فتنه اخیر نیز ، دشمنان خبیث و زخم خورده ی انقلاب ، از آن لحظه که تقابل برخی از جریانات و سران فتنه با ولی فقیه را مشاهده نمودند ، به ایشان دل بسته و توان خود را در جهت تضعیف این اصل متین و مستحکم در اختیار این جریان قرار دادند ! به عبارت دیگر از آنجا که حرکت جریان فتنه در راستای منافع بلند مدت آنان بود فلذا بلا فاصله همچون لشکری آماده ، توان رسانه ای و تبلیغاتی و... خود را در راستای حمایت از ایشان قرار دادند .
محمد مهدی حائری شیرازی – وین
پی نوشت : ajatollah aus  Beton , 14.2.2010 . ulrilce putz
http://www.spiegel.de/politik/ausland/0,1518,677579,00.html
پوتین (رئیس جمهور روسیه :(من مسیح را ندیدام،اما تعاریف او را در انجیل شنیده و خوانده ام،من مسیح را در رهبری ایران دیده ام.
دکوئیار(رئیس سابق سازمان ملل): من مدرک دکترای علوم سیاسی دارم و سی سال کار سیاسی کرده ام، چند سال است دبیر کل سازمان ملل هستم، تا کنون شخصیتی به سیاست مداری و هوشمندی او ندیده ام.
کوفی عنان: شخصیت معنوی آقای خامنه ای چنان مرا گرفت که از خود پرسیدم چرا شخصیتی مثل من دبیر کل سازمان ملل باشد، با دیدنش همه را فراموش کردم.
کاندولیزا رایس وزیر سابق امور خارجه آمریکا و مشاور ارشد جرج بوش:رهبر ایران می‌تواند نقشه‌هایی را که بهترین ذهن‌ها، با صرف بیش‌ترین بودجه‌ها، در زمانی بسیار طولانی کشیده و مجریانی ماهر اجرای آن را به عهده گرفته‌اند، با یک سخنرانی یک‌ساعته خنثی کند.
سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان: ما با شخصیتی عظیم و استثنایی روبه‌رو هستیم که بسیاری در میان امت، چیزی درباره او نمی‌دانند و کمتر کسی با این شخصیت آگاه هستند ما می دانیم که این رهبر در میان امت و حتی در ایران چقدر مظلوم است حتی در بارزترین و روشن‌ترین بعد در شخصیت ایشان یعنی بعد  رهبری  و سیاسی ایشان مظلوم است. شما در برابر شخصیتی قرارداری که دشمنان، او را محاصره کرده اند و دوستان نیز حق او را آن‌گونه که باید ادانمی‌کنند.
سید حسن نصرالله در مورد بوسیدن دست رهبری گفت: « من با بوسیدن دست حضرت آیت الله خامنه ای خواستم به همه بگویم شما که مرا مرد سال جهان عرب می دانید این را نیز بدانید که رهبر من  حضرت آیت الله خامنه ای  است و من افتخار می کنم که شاگرد ایشان هستم.
امام خمینی (ره :(الحق ایشان ( آقای خامنه ای )شایستگی رهبری را دارند.
عده ای به آیت الله بهجت گفتند:آقای خامنه ای جوان است برای رهبر شدن! آیت الله بهجت در جواب آن عده فرمود:همان یک بار که گفتند حضرت علی علیهالسلام جوان است و ایشان را از خلافت منع کردند،برای هفت پشتمان کافی است
مرحوم محمد تقی بهلول نقل کرده است من در طول مدت عمرم، امرا و صاحب منصبان زیادی را دیده ام اما کسی را به لحاظ بی رغبتی به مقام و منصب دنیایی،همپای\”آقا\” ندیده ام. وقتی در زندگی روزمره او را از نزدیک می بینم حس می کنم که ذره ای میل به دنیا طلبی در او وجود ندارد.
علامه عظیم الشان حضرت آیت الله حسن زاده آملی،جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می کنند،حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می فرمایند:\” اینکار را نکنید\”.علامه حسن زاده می فرمایند: « اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی کردم».
روزی بعد از ملاقات آیت الله خامنه ای با آیت الله بهاءالدینی،از ایشان می پرسند که آیا دیروز مقام معظم رهبری به اینجا آمده بودند؟ ایشان در جواب میفرمایند: بله چند دقیقه خورشید در اینجا تابید و رفت، او چون خورشید دارای خیر و برکات است.
آقای خامنه ای از سفر آمده بودند و به خدمت امام خمینی رسیدند.همین که امام،آقای خامنه ای را دیدند گفتند: « وقتی شنیدم هواپیمای شما در فرودگاه نشست،خیالم راحت شد.سپس فرمودند: هرموقع که شما به سفر می روی من مضطرب هستم تا برگردی،خیلی سفر نرو».
آیت الله حسن زاده آملی (حفظه الله)
رهبر عظیم الشانتان را دوست بدارید . عالمی، رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک و منزه، کسی که دنیا شکارش نکرده . قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده، قدر این رهبر الهی را بدانید . مبادا این جهت ما را ، مبادا این کشور علوی ما را ، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند .
خدایا به حق پیغمبر و آل پیغمبر سایه این مرد بزرگوار،این رهبر اصیل اسلامی آیت الله معظم خامنه ای عزیز را مستدام بدار.
حجت الاسلام و المسلمین فاطمی نیا (حفظه الله)
اگر یقین نداشتم نمی گفتم هر کس با رهبر انقلاب مخالفت کند خدا از او نمی گذرد. این مرد بزرگ عز اسلام است و آگاه باشید هرکس کوچکترین حرفی در تضعیف مقام رهبری بزند ، هر کس اندیشه ای داشته باشد که ضد مقام رهبری است خدا او را نخواهد بخشید . این را یقین بدانید .
خدایا تو شاهدی که چیزی می دانم و می گویم جوانی باشد ، پیری باشد ، هرکس باشد با یک مشت افکار پوسیده و پاشیده که از صاحبان هواهای فاسد ، هواهای نفسانی ،گاهی عرضه می شود اگر کسی گوش به این حرف بدهد و خدای ناکرده با این مرد بزرگ که امروز آبروی اسلام است ، عز اسلام است ، این فرزند حضرت زهرا (س) بخواهد مخالفت کند ، عاقبت به خیر نمی شود .
حواستان باشد یک چیزی می دانم و می گویم امروز از اوجب واجبات یکپارچگی و تایید حضرت آیت الله خامنه ای است .
یک عده با امام مخالفت کردند، امام را از دست دادند، هنوز دست بردار نیستند. حالا یادگار آن مرد این بزرگوار است ، ما دیگر چه داریم ؟ امروز این ایران پرچمدار اسلام است . امروز این ایران مشعل دارد . مشعل ام القری ،رهبرش هم این مرد بزرگ است . اگر بخواهد کسی با این مرد مخالفت کند ، با اسلام بازی کرده است و هرکس با شئون اسلام ، با کیان اسلام ، با حیثیت مسلمین بازی کند ، خدا او را نمی بخشد .
آیت الله العظمی اراکی(رحمه الله علیه)
ایشان در پیامی به مقام معظم رهبری فرمودند:
«انتخاب شایسته حضرت عالی به مقام رهبری جمهوری اسلامی ایران،مایۀ دلگرمی و امیدواری ملّت قهرمان ایران است.(1)
آیت الله العظمی بهاء الدینی(رضوان الله علیه)
«از همان زمان رهبری را در آقای خامنه ای می دیدم؛چرا که ایشان ذخیره الهی برای بعد از امام بوده است. باید او را در اهدافش یاری کنیم. باید توجّه داشته باشیم که مخالفت با ولایت فقیه کار ساده ای نیست.(2)
حجه الاسلام حیدری کاشانی می گوید:
«روزی حضرت آیت الله خامنه ای حفظه الله به دیدن آقا می رود.روز دیگر که به محضرش مشرّف شدم یکی از دوستان پرسید: دیروز آقا(مقام معظم رهبری)آمده بود اینجا؟ معظم له فرمودند: «بله چند دقیقه خورشید تابید اینجا و رفت.او دارای خیر و برکات است چون خورشید.»(3)
آیت الله العظمی علامه حسن زاده آملی(حفظه الله)
«قدر این نظام جمهوری اسلامی و رهبر عزیز حضرت آیت الله خامنه ای را بدانید. ایران شما،ایران اسلامی و کشوری علوی و ولایی است.دشمن در کمین نشسته است.انسجام و وحدت مردم برای حفظ نظام و ولایت فقیه یک تکلیف شرعی است.»(4)
ایشان همچنین در تقدیم نامه انسان در عرف عرفان مقام معظم رهبری را با عناوین «ولیّ به حق» و «مصداق باز رساله» و «قائد اسوۀ زمان» تعبیر می کنند.(5)
آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(رحمه الله علیه)
بنده به عنوان کسی که هم عضم مجلس خبرگان هستم و هم اینکه آشنایی با آیت الله خامنه ای دارم، عرض می کنم که ایشان اهل نظر و اجتهاد هستند. بیست سال پیش وقتی در مشهد در مسجد گوهر شاد با ایشان برخورد کردم آن موقع ایشان از مدرسین محترم مشهد بودند،پرسید چه چیزی تدریس می کنید؟فرمودند:مکاسب. مکاسب از مهمترین و مشکلترین کتب علمی ماست.به نظر من ایشان یک فقیه و یک مجتهد است. کسی که در سالهای طولانی در جهان سیاست استادی چون امام امّت داشته است و خودش نیز دارای استعدادسرشار است. چنین فردی دارای مقامات بلندی از درک سیاسی است. دوران هشت ساله ریاست جمهوری ایشان یک شاهد قوی برای این مطلب است. سفرهای که ایشان به کشورهای خارج داشته اند به عنوان یک سیاستمدار در صحنه های سیاسی جهان درخشیده است.(6)
آیت الله بهجت(رحمه الله)
افرادی به آقای بهجت میگفتند شما جایگاهی دارید. ایشان ایستادند و خطاب کردند بروید پی‌کارتان. شما نمی‌فهمید ایشان (آقای خامنه‌ای) کی هستند
آیت الله جوادی آملی(حفظه الله)
«اجتهاد و عدالت حضرت آیت الله جناب آقای حاج سید علی خامنه ای دامت برکاته مورد تایید می باشد. لازم است امّت اسلامی در تقویت رهبری معظم له در بذل نفس نفیس در هیچ گونه نثار و ایتار دریغ نفرمایند.»(7)
آیت الله مشکینی(ره)
«حضرت مستطاب آیت الله حاج سید علی خامنه ای مدّ ظلّه العالی واجد مقام فقاهت و اجتهاد و قدرت استنباط احکام شرعیّه که تصدّی مقام معظم رهبری بدان نیازمند است می باشد؛چنانچه معظم له سایر شرایط ولایت است.»(10)
آیت الله یزدی(حفظه الله)
«حضرت آیت الله حاج سید علی خامنه ای رهبر انقلاب جمهوری اسلامی ایران(دام ظله الشریف)فقیهی والا مقام . مجتهدی عالی مقام هستند که بر علوم موثر در استنباط تسلّط بسیاری دارند. زاید بر لغت و ادبیات و اصول و حدیث و تفسیر حتّی در رجال و درایه که در استحکام فتوا نقشی بسزا دارد،خود استاد و عالمی هستند.»(11)
آیت الله مهدوی کنی(حفظه الله)
«این الهامی بود از الهامات الهی و هدایتی بود از هدایت معنوی روح حضرت امام(رضوان الله علیه) که هنوز این ملت را رها نکرده و این رحمتی بود از طرف خداوند که در کوران این مصیبت جانکاه،با تعیین آیت الله خامنه ای که از یاران صدیق امام و از یاران خوشنام و خوش سابقه بوده و مجتهد و عادل است،به عنوان رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران،آرامشی توأم با اعتماد و اطمینان بر کشور و امت فداکار حاکم گردید.»(12)
آیت الله خزعلی(حفظه الله)
«انتخاب آیت الله خامنه ای به رهبری جمهوری اسلامی،که فردی پخته و عالم و با سیاست و مدبّر می باشد،در خارج، دشمنان را در سکوت و ابهام فرو برد و در داخل،آرامش فراهم ساخت.»(13)
آیت الله ابراهیم امینی(حفظه الله)
«حضرت آیت الله خامنه ای دامت برکاته در فقاهت و اجتهاد به مرتبه ای است که برای تصدی مقام ولایت و رهبری صلاحیت کامل دارد.»(14)
آیت الله امامی کاشانی(حفظه الله)
«آیت الله به تمام رموز سیاست و حکومت اگاه بوده و شخصی با ورع،با تقوا،محبوب،مخلص،عالم و دارای بنیه ی فقهی هستند»(15)
آیت الله حائری شیرازی(حفظه الله)
«آیت الله خامنه ای صالح ترین فرد برای رهبری هستند»
«آیت الله خامنه ای علاوه بر تمام ویژگی ها،یک عالم اگاه به مسائل اسلامی است و از سیاست و درایت خاصی برخوردار است.»(16)
آیت الله مومن(حفظه الله)
«هنگام رای گیری در مجلس خبرگان برای رهبری حضرت آیت الله خامنه ای دامت برکاته اجتهاد معظم له با قیام هیأت شرعیه نزد اینجانب ثابت بود ولی بعداً به واسطه حضور در جلسات مباحثه ی فقهی شخصاً به اجتهاد ایشان پی بردم و اکنون شهادت می دهم که معظم له مجتهدی عادل و جامع الشرایط می باشد.»(17)
آیت الله واعظ زاده خراسانی (حفظه الله)
«با توجه به معلومات فقهی و اصولی . ذوق و سلیقه وی در استنباط احکام الهی و بخصوص در مورد حوادث مستحدثه و مسایل مبتلا به عصر حاضر،ایشان فقیه برجسته ای است و بر بسیاری از معاصران خود برتری دارد.»(18)
حجة الاسلام حاج سید احمد خمینی(رحمه الله)
«حضرت امان بارها از جناب عالی به عنوان مجتهدی مسلم و بهترین فرد برای رهبری نام بردند.»
«انتخاب شایسته و خداپسندانه حضرت عالی باعث شادی تمام دوستداران اسلام و انقلاب اسلامی در جهان گردید.حضرت عالی از چهره های درخشان انقلاب اسلامی ایران بوده و همواره مورد تایید و تکریم امام عزیزمان بوده اید.»(19)
وصیت نامه:
"همیشه سعی کنند در خط رهبری حرکت کنند و از آن منحرف نشوند که خیر دنیا و آخرت در آن است و بدانند که ایشان موفقیت اسلام و نظام و کشور را می خواهند. "
و در آخر:
شهید سید مرتضی آوینی (رحمه الله)
خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامی ، نائب امام عصر حضرت آیت الله خامنه ای :
با حضرتعالی به عنوان وصی امام امت (ره) و نائب امام زمان (عج) تجدید بیعت کرده ایم و تا بذل جان در راه اجرای فرامین شما ایستاده ایم . همان گونه که پیش از این درباره امام امت بوده ایم . ما با جهاد فی سبیل الله عشق می ورزیم و این امری است فراتر از انجام وظیفه خشک و بی روح . این سخن یک فرد نیست . دست جماعتی است که به سوی حضرت شما دراز شد تا عاشقانه بیعت کند . بسیارند کسانی که می دانند شمشیر زدن در کنار رکاب شما همان اجری را در پیشگاه خدا دارد که شمشیر زدن در رکاب حضرت حجت (عج) دارد . و نه تنها آماده که مشتاق بذل جان هستند . سر ما و فرمان شما ...
پی نوشتها:
1-روزنامه جمهوری اسلامی22/3/68
2-کتاب آیت بصیرت
3-سیری در آفاق ص220
4-کتاب جمال السالکین ص215
5-انسان در عرف عرفان ص7
6-روزنامه رسالت22/3/68
7-درر الفوائد فی اجوبه القائد ص19
8-نسل کوثر ص87
10- درر الفوائد فی اجوبه القائد ص10
11-همان ص15
12-روزنامه رسالت 23/3/68
13- درر الفوائد فی اجوبه القائد ص10
14-همان ص21
15-نسل کوثر ص88مصاحبه با مرکز تحقیقات اسلامی سپاه6/11/72
16- نسل کوثر ص88
17- درر الفوائد فی اجوبه القائد ص23
18- نسل کوثر ص88
19- روزنامه رسالت
بیش از هزار سال است که علمای شیعه به طرح مسأله‏ی ولایت فقیه و حدود و اختیارات آن پرداخته‏اند. برخی چون ابو الصلاح حلبی و ابن ادریس حلی در فصلی جداگانه به شرح شرایط نایب امام معصوم علیه السلام پرداخته و برخی دیگر به گوشه‏ای از وظایف او در لابلای بحث‏ها اشاره کرده‏اند. عده‏ای چون صاحب مفتاح الکرامه دلایل بحث ولایت فقیه را ذکر نموده و عده‏ای دیگر مثل ملا احمد نراقی محدوده‏ی وظایف ولی فقیه را توضیح داده‏اند. گروهی چون صاحب جواهر مفصلاً به این بحث پرداخته و گروهی دیگر بطور مجمل و مختصر به آن اشاره کرده‏اند. اما در نظر همه‏ی آنها اصل ولایت فقیه امری مسلم و قطعی بوده است.
پاسخ تفصیلی
از زمان شیخ مفید (333 یا 413 - 338 ه) تاکنون، علمای شیعه به طرح مسأله‏ی ولایت فقیه پرداخته‏اند. برخی چون ابوالصلاح حلبی، فصل خاصی را به آن اختصاص داده و شرایط نایب امام را ذکر کرده‏اند و برخی دیگر در لابلای بحث‏های دیگر به مسأله‏ی ولایت فقیه و شرایط و حدود اختیارات آن اشاره کرده‏اند. اما در نظر همه‏ی آنها اصل مسأله‏ی ولایت فقیه، امری مسلم و قطعی بوده است.
برای روشن‏تر شدن تاریخچه‏ی بحث ولایت فقیه غیر از نظر شیخ مفید که مجال جداگانه‏ای را می‏طلبد، [1] به دیدگاه عده‏ای از فقیهان بزرگ شیعه در این باره نظری می‏افکنیم.
1. شیخ ابوالصلاح حلبی(م: 447 ه)
شیخ ابوالصلاح حلبی از شاگردان سید مرتضی و شیخ طوسی است و در کتاب "الکافی" فصلی را به مسأله‏ی ولایت اختصاص داده و از آن به "تنفیذ الاحکام" یعنی اجرای احکام، یاد کرده است. او می گوید:
اجرای احکام شرعی و حکم بر طبق تعبد به آنها از واجبات امامان معصوم‏علیهم السلام و مختص به آنهاست، نه اشخاص دیگری که آن بزرگان صلاحیت‏شان را برای این امور نپذیرفته‏اند." [2]
در این عبارت مسأله‏ی اجرای احکام شرعی و حکم بر اساس آن که شامل تمام شئون حکومتی و سیاسی می شود، مختص به امامان معصوم‏علیهم السلام و کسانی که آن بزرگواران صلاحیت آنها را برای این امر قبول کنند، معرفی شده است. در ادامه‏ی این عبارت شیخ ابوالصلاح به بیان شرایط چنین افرادی می پردازد و می گوید:
"شروط نیابت از سوی امام عبارت است از: 1. علم به حق در حکمی که به او ارجاع شده است، 2. قدرت بر اجرای آن به گونه ای که بایسته است، 3. داشتن عقل و اندیشه و بردباری، 4. بصیرت به اوضاع، 5. ظهور عدالت و پاک دامنی و تدین به حکم، 6. قدرت بر قیام به حکم و قراردادن آن در جای خود." [3]
این شرایط یادآور تعبیری است که ما قرن‏ها بعد در اصل یکصد و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی شاهد آن هستیم:
"شرایط و صفات رهبر: 1. صلاحیت علمی لازم برای افتا در ابواب مختلف فقه. 2. عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام. 3. بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت، و قدرت کافی برای رهبری.".
2. ابن ادریس حلی(م. 598ه(
ابن ادریس حلی در کتاب "سرایر" پس از حدود یک قرن و نیم از زمان ابوالصلاح حلبی، مانند او، فصلی را به ولایت اختصاص داده و از آن به "تنفیذ الاحکام"، یعنی اجرای احکام، یاد کرده است. او در این فصل با عبارتی بسیار شبیه ابوالصلاح پس از بیان اختصاص اجرای احکام به امامان معصوم‏علیهم السلام و کسانی که آنها قابلیت‏شان را برای این امر بپذیرند، شرایط چنین افرادی را بازگو می‏کند. تنها شرطی که او افزون بر شرایط موجود در کلام حلبی به آن می پردازد: مداومت بر فتوا دادن و عمل به آن است که شاید مقصودش تأکید بر اجتهاد شخص نایب است که در شرط اول، یعنی "علم به حق در حکمی که به او ارجاع شده است" به آن اشاره شده است.
3. محقّق حلّی(م: 676 ه(
محقق حلی در بحث خمس چنین می‏گوید:
باید سرپرستی مصرف سهم امام‏علیه السلام را در راه مستحقّان، کسی به عهده گیرد که نیابت امام را دارد؛ همان‏گونه که انجام واجبات غایب را بر عهده دارد.
زین الدین بن علی عاملی، معروف به شهید ثانی (ش:966 ه) در توضیح این عبارت می نویسد:
منظور محقّق حلّی از: "کسی که نیابت امام را دارد" فقیه عادل امامی است که همه‏ی شرایط فتوا را دارا باشد. زیرا چنین شخصی نایب و گمارده شده از سوی امام است. [4]
4. محقّق کرکی(م: 940 ه (
محقق کرکی در مورد نایب امام می‏نویسد: فقیهان شیعه، اتّفاق نظر دارند که فقیه جامع الشرایط، که از آن به "مجتهد"، تعبیر می شود از سوی امامان معصوم‏علیهم السلام در همه‏ی اموری که نیابت در آن دخالت دارد، نایب است. پس دادخواهی در نزد او و اطاعت از حکم او، واجب است. وی، در صورت لزوم، می تواند مال کسی را که ادای حقّ نمی کند، بفروشد. او، بر اموال غایبان، کودکان، سفیهان و ورشکستگان و بالاخره بر آنچه که برای حاکم منصوب از سوی امام‏علیه السلام ثابت است، ولایت دارد. دلیل بر این مطلب، روایت عمر بن حنظله و روایات هم معنی و مضمون آن می باشد. [5]
سپس محقق کرکی ادامه می دهد:
اگر کسی از روی انصاف سیره‏ی بزرگان علمای شیعه، چون سیّد مرتضی، شیخ طوسی، بحرالعلوم و علاّمه حلّی را مطالعه کند، در می‏یابد اینان این راه را پیموده و این شیوه را بر پا داشته‏اند و در نوشته های خود، آنچه را به صحّت و درستی آن معتقد بودند، آورده اند. [6]
5. مولی احمد مقدّس اردبیلی(م: 990ه(
مقدس اردبیلی در استحباب پرداخت زکات به فقیه چنین استدلال می‏کند:
دلیل آن، این است که فقیه به محلّ مصرف(زکات)، داناتر است و گروه‏های گوناگون مردم، در نزد او جمع می‏باشند. پس می‏داند چه کسی در این امر اصل و دارای اولویت است. فقیه خلیفه و جانشین امام معصوم‏علیه السلام است. پس آنچه به او برسد به امام معصوم‏علیه السلام تحویل داده شده است. [7]
حاج آقا رضا همدانی(م: 1322ه) نیز، رساندن مال را به دست فقیه مانند رساندن آن به دست امام‏علیه السلام می داند. [8]
6. جواد بن محمّد حسینی عاملی(م:1226ه(
وی که صاحب کتاب ارزشمند مفتاح الکرامة است و تسلّط ویژه ای بر آرای فقهای شیعه دارد، فقیه را نایب و منصوب از سوی امام زمان‏علیه السلام می داند:
فقیه، از طرف صاحب امر(عج) منصوب و گمارده شده است و بر این مطلب عقل و اجماع و اخبار دلالت می کنند.
امّا عقل: اگر فقیه، چنین اجازه و نیابتی از سوی امام زمان‏علیه السلام نداشته باشد، بر مردم امر مشکل می شود و در تنگنا قرار می گیرند و نظام زندگی از هم می گسلد.
اما اجماع: [9] پس از تحقّق آن، - همانگونه که اعتراف شده است - می توانیم ادّعا کنیم که در این امر علمای شیعه اتفاق نظر دارند و اتفاق آنان، حجت است.
اما اخبار: دلالت آنها بر مطلب کافی و رساست از جمله، روایت صدوق [10] است در اکمال الدین: امام‏علیه السلام در پاسخ به پرسش های اسحاق بن یعقوب می نویسد:
"در رویدادها، به راویان حدیث ما، رجوع کنید، زیرا آنان حجّت من بر شما و من حجّت خدایم". [11]
7. ملاّ احمد نراقی(م: 1245ه(
فقیه بر دو امر ولایت دارد:
1. بر آنچه که پیامبر و امام - که سلاطین مردمان و دژهای مستحکم و استوار اسلامند - ولایت دارند، فقیه نیز ولایت دارد، مگر مواردی که به اجماع و نص و...از حوزه‏ی ولایت فقیه خارج شوند.
2. هر عملی که به دین و دنیای مردم مربوط باشد و ناگزیر باید انجام گیرد، چه عقلاً، چه عادتاً، و چه از آن جهت که معاد و معاش فرد، یا گروهی بدان بستگی دارد و نظم دین و دنیای مردم در گرو آن است، یا از آن جهت که در شرع، بر انجام آن امری وارد شده، یا فقیهان اجماع کرده اند و یا به مقتضای حدیث نفی ضرر و یا نفی عسر و حرج، یا فساد بر مسلمانی و یا دلیل دیگری (واجب شده است) یا بر انجام و یا ترک آن از شارع اجازه ای رسیده و بر عهده‏ی شخص معیّن یا گروه معیّن و یا غیر معیّن نهاده نشده است. و یا می دانیم که آن باید انجام گیرد، و از سوی شارع اجازه‏ی انجام آن صادر شده، ولی مأمور اجرایی آن مشخّص نیست. در تمام این موارد، فقیه باید کارها را به عهده بگیرد. [12]
8. شیخ محمد حسن نجفی، صاحب جواهر(م: 1266ه(
در باره عمومیت ولایت فقیه می نویسد:
از عمل و فتوای اصحاب در ابواب فقه، عمومیت ولایت فقیه استفاده می شود. بلکه شاید از نظر آنان این مطلب از مسلّمات یا ضروریات و بدیهیات باشد. [13]
نظر من این است که خداوند، اطاعت از فقیه را به عنوان "اولی‏الامر" بر ما واجب کرده است؛ و دلیل آن اطلاق ادله‏ی حکومت فقیه، بویژه روایت صاحب الامر(عج( [14] می‏باشد.
وی در باره حوزه‏ی ولایت فقیه می نویسد:
از ظاهر قول امام که به گونه‏ی عام در باره‏ی فقیه جامع الشرایط می فرماید: "من او را بر شما حاکم قراردادم"، بسان موارد خاصّ که امام در باره‏ی شخصی معیّن در هنگام نصب می فرماید: "من او را حاکم قراردادم"، فهمیده می شود که سخن امام، دلالت بر ولایت عام فقیه جامع‏الشرایط می کند. افزون بر این، اینکه امام‏علیه السلام می فرماید: "راویان حدیث، حجّت من بر شما و من حجّت خدایم"، به روشنی بر اختیارات گسترده‏ی فقیه دلالت می کند، از جمله: اجرا و برپا داشتن حدود... در هر حال، بر پا داشتن حدود و اجرای آن، در روزگار غیبت واجب است. زیرا نیابت از امام معصوم‏علیه السلام در بسیاری از موارد، برای فقیه جامع‏الشرایط ثابت می باشد.
فقیه، همان جایگاه را در امور اجتماعی، سیاسی دارد که امام معصوم‏علیه السلام دارد. از این جهت، تفاوتی بین امام و فقیه نیست. این امر در بین صاحب نظران و فقها حل شده و کتابهایشان سرشار از رجوع به حاکمی است، که نایب امام در روزگار غیبت می باشد. اگر فقیهان از امام معصوم‏علیه السلام نیابت عامه نداشته باشند، تمام امور مربوط به شیعه تعطیل می ماند. از این رو، کسی که سخنان وسوسه انگیز در باره‏ی ولایت عامّه‏ی فقیه می گوید، گویا طعم فقه را نچشیده و معنی و رمز سخن معصومان‏علیهم السلام را نفهمیده و در سخنان آن بزرگواران که فرموده اند: "فقیه را حاکم، خلیفه، قاضی، حجّت و...قرار دادیم." تأمل نکرده است. این سخنان و سخنانی از این دست، می فهماند که مقصود آن بزرگواران، برقراری نظم برای شیعیانشان، در بسیاری از اموری که به آنها مربوط بود، به وسیله‏ی فقیه در دوران غیبت بوده است. به همین دلیل، سلاربن عبدالعزیز در کتاب مراسم یقین پیدا کرده که ائمه‏علیهم السلام این امور را به فقها تفویض کرده اند... .خلاصه، مسئله ولایت عامه فقیه به قدری روشن است که نیازی به دلیل ندارد. [15]
9. شیخ مرتضی انصاری(م: 1281ه)
شیخ انصاری گرچه در کتاب المکاسب محدوده‏ی ولایت را مطلق نمی داند، امّا تصریح می کند: "ولایت فقیه در اموری که مشروع بودن آنها مسلم باشد، ثابت است" [16] وی در کتاب القضاء پس از تقسیم امور مربوط به امام معصوم‏علیه السلام به دو قسم: 1. آنچه وظیفه شخص اوست، 2. آنچه در آن ولایت دارد، می گوید: اولی مربوط به زمان خود امام معصوم‏علیه السلام است، ولی دومی شامل تمام زمان‏ها می شود. سپس نصب فقها از سوی امام معصوم‏علیه السلام را مربوط به قسم دوم می شمارد و از ولایت فقها به عنوان حکومت آنان در زمان غیبت یاد می کند. [17]
10. سید محمد بحرالعلوم(م:1326 ه)
بحرالعلوم بحثی دارد در اینکه آیا ادلّه ی ولایت فقیه بر عموم ولایت دلالت می کند، یا خیر؟ او می‏گوید:
بحث مهم در این‏جا، نظر در ادلّه‏ی ولایت فقیه است که آیا بر عامّ بودن آن دلالت دارد، یا خیر؟ در پاسخ می گوییم: ریاست جامعه‏ی اسلامی و تمامی مردم را امام‏علیه السلام به عهده دارد و همین موجب می شود که مردم در هر امری که به مصالح آنان ارتباط دارد، به امام‏علیه السلام مراجعه کنند، مانند امور مربوط به معاد و معاش، دفع زیان و فساد. همان‏گونه که هر ملّتی در این‏گونه مسائل به رؤسای خود رجوع می کنند و روشن است که این امر، سبب اتقان و استحکام نظام اسلامی خواهد بود که همواره تحقّق آن از اهداف اسلام بوده است. از این رو، برای حفظ نظام اسلامی، امام‏علیه السلام باید جانشین برای خود تعیین کند و او جز فقیه جامع‏الشرایط نمی تواند باشد. این را می توان از برخی روایات مانند "در رویدادها، به راویان حدیث ما)فقیهان( مراجعه کنید" استفاده کرد. علاوه بر این، فقها در موارد زیادی اتفاق نظر دارند که باید به فقیه مراجعه کرد. این در حالی است که در این موارد هیچ روایت خاصّی نداریم. اینان از عامّ بودن ولایت فقیه، به دلیل عقل و نقل، چنین استفاده کرده اند و نقل اجماع بر این مسئله بیش از حدّ استفاضه [18] است. مطلب به شکر خدا واضح است و هیچ شک و شبهه ای در آن راه ندارد. [19]
11. آیة الله بروجردی(م:1382 ه ق)
ولایت فقیه را در امور مورد ابتلای مردم، امری روشن و بدیهی می داند و ابراز می دارد که در این باره نیازی به مقبوله‏ی عمربن حنظله نداریم. وی می‏گوید:
...خلاصه اینکه، هیچ اشکالی دراین مطلب که فقیه عادل برای انجام چنین کارهای مهمّی که عموم مردم با آن دست به گریبانند، منصوب شده است، با توجه به آنچه گفتیم، دیده نمی شود و برای اثبات آن به مقبوله ابن حنظله نیازی نیست، هر چند که می توان آن را یکی از شواهد به شمار آورد. [20]
12. آیة الله شیخ مرتضی حائری (م: 1362 ه.ش)
وی توقیع شریف را از ادله‏ی ولایت فقیه می داند و می نویسد:
توقیع شریف امام زمان(عج)، که از ادلّه‏ی ولایت فقیه است، در ثبوت اذن برای فقیه(جهت اقامه‏ی نماز جمعه) کفایت می کند. سند توقیع شریف را ما در کتاب ابتغاء الفضیلة توضیح دادیم. در استدلال به این روایت، اشکال شده که سؤال اجمال دارد و این اشکال مردود است، زیرا ذیل روایت اطلاق دارد و در مقام تعلیل و بیان قاعده‏ی کلّی می باشد و اجمال سؤال مشکلی ایجاد نمی کند . بنابراین، اگر مورد سؤال برخی از حوادث جدید باشد، زیانی به عامّ بودن روایت نمی رساند، زیرا ذیل روایت عام است و علّت، حکم را تعمیم می دهد و تقریب استدلال به این روایت چنین‏است: "فقیه از سوی امام حجت است" و معنای حجّت بودن او از طرف امام، در عرف، این است که در همه‏ی مواردی که باید به امام مراجعه شود، فقیه نیز مرجعیت و حجّیت دارد. [21]
13. امام خمینی‏قدس سره (م: 1368 ه ش)
امام خمینی بر این باور است که فقیه دارای ولایت مطلقه می باشد. به این معنا که تمام اختیارات و مسئولیت‏هایی که امام معصوم(ع) بر عهده دارد، در زمان غیبت از آنِ فقیه جامع الشرایط است، مگر آنکه دلیل خاصّی اقامه شود که برخی اختیارات و مسئولیت‏ها مخصوص امام معصوم است. لذا می فرماید:
از آنچه بیان شد، نتیجه می گیریم که فقها از طرف ائمه‏علیهم السلام ، در همه‏ی مواردی که ائمه‏علیهم السلام در آن دارای ولایت هستند، ولایت دارند و برای خارج کردن یک مورد از تحت این قاعده‏ی عمومی می باید به اختصاص آن مطلب به امام معصوم‏علیه السلام دست یافت؛ به خلاف آنجا که در روایت آمده: "فلان امر در اختیار امام است"، یا "امام چنین فرمان می دهد" و ...زیرا برای فقیه عادل این گونه امور به دلایلی که گذشت، ثابت خواهد بود...قبلاً اشاره کردیم: همه‏ی اختیارات پیامرصلی الله علیه وآله و امام‏علیه السلام در حکومت و سلطنت، برای فقیه ثابت است. [22]
منابع مطالعه بیشتر:
1. مهدی هادوی تهرانی، ولایت و دیانت، مؤسسه فرهنگی خانه خرد، قم، چاپ دوم، 1380.
[1] رنمایه: ولایت فقیه و شیخ مفید،   سؤال ۲۵۵.
[2] ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، ص422.
[3] همان، ص423.
[4] زین الدین بن علی العاملی الجبعی، مسالک الأفهام، ج1، ص53.
[5] محقق کرکی، رسائل المحقق الثانی، رساله صلاة الجمعه، ج1، ص142.
[6] ما نمونه ای از این مطلب را در سخنان شیخ مفید، استادِ سیّد مرتضی و شیخ طوسی، شاهد هستیم.
[7] مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان، ج4، ص205.
[8] حاج آقا رضا همدانی، مصباح الفقیه، کتاب الخمس، ص 160.
[9] اجماع« اتّفاق نظر علما در یک مسأله است که از وجود دلیلی معتبر حکایت می کند و رأی معصوم‏علیه السلام را می نمایاند.»
[10] در بحث های آینده کیفیت دلالت این روایت را توضیح خواهیم داد.(ر.ک: همین نوشتار، مبحث ادله‏ی ولایت فقیه، دلیل نقلی.)
[11] حسینی عاملی، مفتاح الکرامه (کتاب القضاء)، ج10، ص21.
[12] احمد نراقی، عوائد الأیّام، صص 188 - 187.
[13] محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج16، ص178.
[14] شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج18، ص101 (کتاب القضا، أبواب صفات القاضی، باب 11 – 9).
[15] محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج21 - صص 397 - 395.
[16] شیخ مرتضی انصاری، المکاسب، ص154، س34.
[17] شیخ مرتضی انصاری، کتاب القضاء و الشهادات، صص 244 - 243.
[18] «استفاضه» یعنی فراوانی و در جایی که روایت یا حکایت اجماع از سوی افراد متعددی نقل شود، آن را «خبر مستفیض» یا «اجماع منقول مستفیض» می نامند.
[19] سید محمد بحرالعلوم، بلغة الفقیه، ج3، ص221 و صص234 - 232.
[20] کتاب البدر الزاهر، تقریرات درس آیة الله بروجردی، ص52.
[21] مرتضی حائری، صلوة الجمعه، ص144.
[22] امام خمینی‏قدس سره ، کتاب البیع ‏ج2، ص 489 - 488.

CAPTCHA
سوال امنیتی
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.