پرسش و پاسخ: ساختار حكومت در اسلام

تاریخ ارسال:10:58 1396/06/28
توضيح دهيد اسلام چه رويكردى به فرم و ساختار حكومت دارد؟

ساختار حكومت در اسلام

علامه مصباح یزدی

پرسش:

توضيح دهيد اسلام چه رويكردى به فرم و ساختار حكومت دارد؟

پاسخ: وقتى از ساختار و ماهيت حكومت اسلامى سخن گفته مى‌شود ممكن است گونه‌هاى مختلف حكومت كه در فلسفه سياست مطرح شده‌اند به نظر بيايد، مانند حكومت اليگارشى، اريستو كراسى، سلطنتى و دموكراسى، و امروزه دموكراسى به جمهورى و سلطنت مشروطه تقسيم مى‌پذيرد و جمهورى يا پارلمانى است و يا رياستى. سپس اين سؤال به ذهن مى‌رسد كه آيا حكومت اسلامى يكى از گونه‌هاى ذكر شده حكومت است يا در مقابل آنها شكل خاص به خود را دارد؟ اگر حكومت اسلامى جمهورى است اين كه همان دموكراسى و حكومت مردم بر مردم است پس اسلام ويژگى و امتيازى براى حكومت در نظر نگرفته است. اگر گفته شود شكل حكومت اسلامى سلطنتى است پس چرا حكومت ايران «جمهورى اسلامى» ناميده شده است؟ به هر صورت آيا اسلام هيچ نظرى راجع به شكل حكومت ندارد و آنرا بر عهده مردم نهاده كه خود هر نوع و شيوه‌اى كه خواستند براى حكومت انتخاب كنند‌؛ و يا اسلام نوع خاصى از حكومت را ابداع و ابتكار كرده است؟

بسيارى در پاسخ به سؤال از ساختار حكومت در اسلام، گفته‌اند: اسلام شكل خاصى را براى حكومت پيشنهاد نمى‌كند. اين پاسخ گرچه تا حدى صحيح است اما خالى از ابهام نيست و براى توضيح آن لازم مى‌دانم به دو نكته‌اى كه نبايد از نظر دور داشت اشاره كنم:

الف: گستردگى و نسخ ناپذيرى قوانين اسلامى

نكته اول عبارت است از اين كه، اسلام و قوانين اسلامى اختصاص به زمان و مكان خاصى ندارد و براى همه زمانها و همه جوامع نازل شده است. احكام ثابت و تغييرناپذير

اسلامى به گونه‌اى وضع شده است كه در همه اعصار و همه جوامع قابل اجراست. از ديگر روى، حكومت ممكن است در يك محدوده كوچك و در يك جامعه كم‌شمار استقرار يابد و ممكن است در يك كشور داراى يك ميليون جمعيّت و يا صد ميليون و حتى در كشورى چون هند و چين كه بيش از يك ميليارد جمعيت دارند استقرار يابد و حتى احتمال دارد روزى در روى كره زمين يك حكومت جهانى استقرار يابد.

حال با توجه به اين مقدار از تنوع حكومت‌ها، آيا مى‌توان مقررات و مدلى را براى حكومت‌ها ارائه داد كه همه حكومت‌ها را پوشش دهد؟ يا نبايد شكل خاصى براى حكومت تعيين گردد و اگر شكل خاصى معرفى گردد فقط با برخى از جوامع و حكومت‌ها متناسب و سازگار خواهد بود و براى ساير جوامع قابل اجرا نيست؟ آيا مدل و شكلى كه اسلام براى حكومت اسلامى معرفى مى‌كند همان مدل و شكلى است كه حكومت پيامبر در صدر اسلام داشت، با همان ويژگيها و خصوصيات متناسب با جمعيت كم شمار آن روز و برخوردار از خصايص اخلاقى و فرهنگى خاص خود؟ يا اسلام نه تنها مدل و شكلى را براى حكومت ندارد بلكه هيچ حد و قيد و شرايط و مقرراتى را براى آن در نظر نگرفته است؟

واقعيت اين است كه رويكرد اسلام نه گزينه اول است و نه گزينه دوم، بلكه اسلام فراتر از معرفى شكل خاصى از حكومت و متناسب با احكام ثابت و تغييرناپذير خود، چارچوب‌هاى كلى و كلانى را معرفى كرده كه آن چارچوب‌ها در درون خود، تغييرات و تطورات و اشكال متعدد و متنوعى را پذيرا مى‌شوند. اسلام نه به كلى مردم را به حال خود رها كرده كه هرچه خود خواستند انجام دهند، و نه شكل تنگ و محدودى را براى حكومت معرفى مى‌كند كه تنها در شرايط زمانى و مكانى محدودى قابل اجرا باشد.

چارچوب كلانى كه اسلام ارائه مى‌دهد از دامنه و خطوط وسيعى برخوردار است كه همه اشكال صحيح و عقلايى حكومت در آن مى‌گنجد و البته اشكال حكومت بايد از آن چارچوب و اصول كلى فراتر نرود. ما از آن چارچوبه كلى و كلانى كه اسلام براى حكومت معرفى كرده به حكومت اسلامى تعبير مى‌كنيم. اين چارچوبه در زمانى با ساختار و شكل خاصى ظهور مى‌يابد و در زمان ديگر با ساختار ديگرى، و هيچ يك از آن دو شكل و ساختار و ساير اشكال با ماهيت اسلامى بودن حكومت تضاد و منافات ندارد.

به عبارت ديگر اسلام شكل و نوع خاصى را براى حكومت پيشنهاد نمى‌كند و تكيه آن بر رعايت چارچوب‌هاى كلى است كه ساختار حكومت نبايد فراتر و ناهماهنگ با آن باشد. اين مطلب برآيند اين مسأله دقيق و ظريف علمى و عقلانى است كه احكام ثابت و تغيير ناپذير اسلام كه براى همه جوامع تا روز قيامت وضع شده‌اند، از ساختارى كلان و داراى كليت برخوردارند و در مقابل آنها، احكام جزئى و متغير، متناسب با شرايط خاص زمانى و مكانى وضع مى‌گردند و از جمله آن احكام متغيّر، احكام حكومتى است كه در هر زمانى توسط ولى فقيه صادر و يا امضاء مى‌گردد و اطاعت و تبعيت از آن احكام با همان قالب و شكلى كه دارند واجب است.

 

ب: ارائه مدل‌هاى ترتبى براى حكومت از سوى اسلام

در نظام ارزشى اسلام، ارزشها داراى مراتب گوناگون است كه در اين رويكرد، مطلوب نهايى و ايده‌آل بالاترين مرتبه ارزش را دارد و پس از آن مراتب ديگر نيز به نوبه خود ارزشمند هستند. چنان نيست كه اگر مطلوب ايده‌آل تحقق نيافت، ما كاملا صرف نظر كنيم و براى آن، وضعيّت ارزشمند فروترى را جايگزين ندانيم.

حكومت نيز از اين قاعده مستثنى نيست، اسلام براى حكومت يك شكل ايده‌آل در نظر گرفته است كه وقتى عينيت مى‌يابد كه پيامبر و يا امام معصوم در رأس حكومت قرار گيرد‌؛ اين گزينه ايده‌آل به صراحت در قرآن شريف مورد تأكيد خداوند قرار گرفته است:

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»(1) 1. نساء/ 59.

و در آيه ديگرى مى‌فرمايد:

«وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا...»(2) 2. حشر/ 7.

اما نه هميشه معصوم در بين مردم حضور دارد تا مستقيماً حكومت را به دست گيرد و نه هر وقت معصوم حضور دارد، مبسوط اليد است تا بتواند حكومت تشكيل دهد و اِعمال قدرت كند‌؛ چه اينكه از بين امامان ما تنها اميرالمؤمنين(عليهم السلام) و امام حسن مجتبى(عليه السلام) آن هم در مدت كوتاهى از عمر خود توانستند حكومت تشكيل دهند و از آنبه بعد يا مردم از آنها نخواستند كه تشكيل حكومت دهند و يا قشر مؤثر در جامعه مانع تشكيل حكومت از سوى آنها شد، از اين‌رو آنها مجبور به كناره‌گيرى از حكومت شدند.

پس با توجه به گستردگى و نسخ‌ناپذيرى قوانين اسلامى و همچنين ارائه مدلهاى ترتّبى براى حكومت از سوى اسلام، مى‌توان گفت: اسلام شكل و مدل خاصى براى حكومت ارائه نمى‌دهد بلكه چارچوب‌هاى كلى خاصى را بيان مى‌كند كه حكومت نبايد خارج از اين چارچوب‌ها باشد حال با عنايت به شرايط و نيازمندى‌هاى زمان و مكان هر مدلى كه مطابق اين چارچوب‌ها بود مورد تأييد اسلام است.

منبع: علامه مصباح یزدی، پاسخ استاد به جوانان پرسش‌گر، ص148-150


CAPTCHA
سوال امنیتی
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.