پرسش و پاسخ: فلسفه عدم ارايه ساختار ثابت براى حكومت اسلامى

تاریخ ارسال:11:04 1396/06/28
چرا ارائه ساختار ثابت حكومتى از سوى اسلام ممكن نيست؟

فلسفه عدم ارايه ساختار ثابت براى حكومت اسلامى

پرسش:

چرا ارائه ساختار ثابت حكومتى از سوى اسلام ممكن نيست؟

پاسخ: همان گونه كه مى‌دانيم اسلام دينى است كه براى همه زمان‌ها و مكان‌ها و همه جوامع آمده است. اين دين سترگ هم جامعه كوچك و محدود زمان پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) را اداره كرده است و هم مى‌خواهد پيچيده‌ترين و گسترده‌ترين جوامع بشرى و حتّى يك حكومت جهانى را اداره كند. با توجه به اين كه ساختار حكومت، بر حسب شرايط زمانى و مكانى و تحولات فرهنگى و اجتماعى، دائماً در حال تغيير و تحول است و نمى‌توان براى زندگى اجتماعى، در طول تاريخ، تنها يك شكل حكومتى تعيين كرد كه در همه زمانها، سرزمين‌ها و شرايط قابل اجرا باشد، تصور يك ساختار ثابت حكومتى كه بتوان توسط آن تمام جوامع از كوچك و ساده تا بزرگ و پيچيده را اداره كرد، اولا تصورى نادرست است و ثانياً كارى است غير ممكن. زيرا پيامبر درصدر اسلام با جامعه‌اى روبرو بودند كه شايد تعداد افراد آن به صد هزار نفر هم نمى‌رسيد. آن هم مردمى كه از زندگى و فرهنگ ساده‌اى برخوردار بودند و بيشتر آنان بيابان نشين و اهل روستاهاى اطراف مدينه بودند‌؛ طبيعى است كه متناسب با ساختار و حجم جمعيتى آن دوران، حكومت داراى ساختارى ساده و محدود بود.

با گذشت پنجاه سال كه اسلام كشورهايى چون ايران، مصر، عراق، سوريه، حجاز و يمن را در برگرفت ديگر آن ساختار و شكل حكومت كارايى نداشت. لذا بايد بر حسب تغيير شرايط، اَشكالى فراگير و كارآمد ارائه مى‌شد. اگر هم پيامبر درصدد برمى آمدند كه از پيش براى هر دوره‌اى شكل خاصى از حكومت را تعيين كنند بايد دايرة‌المعارفى از اشكال حكومتهاى فرضى براى دوره‌هاى گوناگون تدوين مى‌شد و ساختار حكومتى هر دوره‌اى را به تفصيل معين مى‌كرد. اما با توجه به اين كه تعداد افراد با سواد خواندن و نوشتن هم در آن زمان بسيار ناچيز بود چه رسد به دانشمندان و افراد عالم كه اين مسائلرا تشخيص دهند، امكان چنين چيزى نبود و اگر هم بيان مى‌شد امكان حفظ و اشاعه و ترويج آن فراهم نمى‌شد. همچنين بيان يك ساختار پيچيده و دقيق در آن روز كارى لغو و بيهوده بود چون زمينه عملى براى تحقق آن فرم و شكل حكومتى موجود نبود.

ساختار حكومت از احكام متغيّر و احكام ثانويه اسلام است كه بر حسب شرايط زمانى و مكانى تغيير مى‌يابند و تشخيص و معرفى آنها بر عهده ولى امر مسلمين نهاده شده است كه در زمان حضور معصوم، ايشان ولى امر مسلمين است و در زمان غيبت، جانشينان ايشان ولى امر مسلمين محسوب مى‌گردند (در قبال احكام متغيّر اسلام، احكام ثابت اسلام قرار دارد كه براى هميشه ثابت‌اند و در همه‌جا قابل اجرا هستند).

بنابراين عدم تعيين شكل يا اشكال حكومت از سوى اسلام، مشكلى ايجاد نمى‌كند‌؛ بله اگر اسلام يك چارچوب كلى براى تعيين شكل‌هاى حكومت در شرايط مختلف ارائه نمى‌داد ممكن بود ادعا شود كه اسلام ناقص است يا با مشكلى روبروست چون نه شكل خاصى براى حكومت معرفى كرده و نه راهى براى دستيابى به ساختار حكومت پيش روى ما قرار داده است.

خوشبختانه احكام ثانوى و احكام متغيّر اسلام كه متناسب با شرايط متغيير زمانى و مكانى توسط ولى امر مسلمين تعيين مى‌شوند امكان تعيين ساختارى مناسب در هر دوره را فراهم مى‌آورند كه با تكيه بر مبانى و ارزشهاى كلى اسلام و با توجه به مصالح متغير زمانه و نيز با مشورت با متخصصان و صاحب نظران ساختار حكومت معرفى مى‌گردد و پس از آن مردم موظف‌اند به آن عمل كنند.

پس اسلام ساختار واحدى براى همه دوره‌ها معرفى نمى‌كند بلكه چهارچوب‌هايى كلى را معرفى مى‌نمايد كه متناسب با آنها در هر دوره ساختار و شكل خاصى براى حكومت طراحى شودكه با شرايط زمانى و مكانى تناسب داشته باشد.

 

منبع: پاسخ های استاد به جوانان پرسشگر، ص155

CAPTCHA
سوال امنیتی
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.