عدالت اجتماعی و امنیت

تاریخ ارسال:12:24 1396/10/03
عدالت اجتماعی و امنیت

اگر جامعه به ویژه نهاد سیاسی نسبت به تأمین حقوق اجتماعی مردم بی‌تفاوت باشد و یا در زمینه‌هایی مانند؛ فراهم آوردن و توزیع امکانات عمومی، جذب نیروی انسانی در مدیریت جامعه، «آموزش‌های اجتماعی» مانند: آموزش سواد و بهداشت و تأمین درمان و نیز «بهره‌وری‌های اقتصادی» مانند: توزیع انرژی و سرمایه‌های عمومی و نیز استقرار نهاد قضایی بین اقشار جامعه تبعیض قائل شود، زمینه خیزش و شورش و ناامنی را فراهم آورده است؛ تبعیض در محورهای یاد شده و مانند آنها، تا مدتی ممکن است قابل تحمل باشد؛ اما در نهایت با تراکم تبعیض‌ها، موجب انفجار و شورش اجتماعی خواهد شد. بی‌عدالتی و ظلم، محورهای مهم تهدید و ناامنی به حساب می-آیند که خطر اصلی ناامنی اجتماعی نیز از همین جبهه پدیدار می‌شود. این یک حقیقت و سنت الهی است که ظلم و تبعیض، بی‌اساس و ناپایدار است؛ «الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.»
دین با استقرار عدالت در تمام این محورها، زمینه این ناامنی را از بین می‌برد. در جامعه دینی که دین؛ تمام شئون جامعه را پوشش داده باشد، عدالت در تمام ابعاد زندگی اقتصادی، فرهنگی، قضایی و مدیریتی جامعه شکل می‌گیرد. هدف مهم رسولان الهی نیز ترقیب مردم به برپایی عدالت است؛ «لیقوم الناس بالقسط».

سراسر آموزه‌های دینی، سخن از عدالت است و تمام تلاش رهبران دینی، استقرار عدالت می‌باشد که این حقیقت در رفتار پیامبر اسلام(ص) و نیز علی‌بن‌ابیطالب(ع) شهید عدالت، از دیگران بیشتر و بهتر هویدا است. آنان کوچک‌ترین ظلمی روا نداشتند و با توانمندی تمام، عدالت را در بسترهای گوناگون مستقر ساختند که استشهاد به برخی موارد، سخن را طولانی می‌نماید و باید در نوشتارهای مستقل مورد تحلیل قرار گیرد. اگر نهاد سیاسی و یا هر قدرت دیگر، آزادی‌های اجتماعی را محدود ساخت و مشارکت مردم را در امور خودشان بر نتابید و تلاش‌های اجتماعی و گروهی و احزاب را متوقف و یا محدود ساخت و نیز آزادی گفتار و اطلاع رسانی را با کنترل رسانه‌های گروهی مانند تلویزیون و مطبوعات محدود ساخت، زمینه انواع ناامنی و چالش‌گری را پدیدار ساخته است. دین با استقرار نهاد سیاسی در جامعه زمینه مشارکت مردم را در امور اجتماعی فراهم می‌آورد. نظام دینی چون متکی بر مردم است؛ هیچ‌گاه از آزادی‌های اجتماعی در هراس نخواهد بود؛ بلکه این نوع آزادی‌ها را در راستای تحقق اهداف خویش می‌بیند و از آن استقبال می‌نماید. دین، نهاد سیاسی و حکومت‌مداری را بر اساس مشارکت عمومی مردم و در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی می‌داند. رفتار رسول‌اکرم(ص) و امیرمؤمنان(ع) بهترین گواه بر این مطلب است که به عنوان رهبران دینی مردم را در ابعاد گوناگون مشارکت می‌دادند و حتی نظام سیاسی را بر مردم تحمیل نمی‌کردند. بارها رسول‌اکرم(ص) از مردم برای اهداف رسالت خویش، بیعت گرفت و علی‌بن‌ابیطالب(ع) حکومت خویش را با اختیار مردم، آن هم در سطح بسیار گسترده مستقر ساخت و در دوران حکومت مداری خویش هم رسول‌اکرم(ص) و هم علی(ع) مردم را در امور مدیریت سهیم نمودند؛ زیرا مدیریت اجتماعی باید به مشارکت مردم شکل گیرد. آنان مردم را در بیان خواسته و ابراز عقیده و فرهنگ خویش آزاد گذاشته بودند و آزادی اجتماعی تا آن مرحله مستقر شده بود که افراد و گروه‌ها به طور شفاف از رفتار رسول‌اکرم(ص) سؤال می‌کردند و در موارد فراوان از رفتار امام(ع) انتقاد می‌نمودند. پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) نه تنها از این سؤال‌ها و انتقادات آشفته نمی‌شدند، بلکه با رویی گشاده به آنها پاسخ می‌دادند. این همان استقرار آزادی اجتماعی در سطح بالای آن و همان آزادی رسانه‌ها و اطلاع رسانی در جامعه است که زمینه رشد و بالندگی جامعه را فراهم می‌آورد.

دین با استقرار عدالت اجتماعی و آزادی اجتماعی، زمینه چالش‌گری‌ها را از بین می‌برد، زیرا نهاد سیاسی دینی که پایگاه و پشتوانه آن مردم هستند، از استقرار این نوع آزادی‌ها در هراس نخواهد بود، این نظام‌های غیر مردمی هستند که آزادی‌ها برای آنها خطرآفرین خواهد بود. بر این اساس، پشتوانه امنیت و اقتدار ملی در جامعه، استقرار عدالت و آزادی و در حقیقت، پشتوانه امنیت، خود مردم و جامعه هستند که با حضور خود، امنیت خویش را سامان می‌دهد.

با فراهم آوردن محورهای یاد شده، زمینه رشد و بالندگی فراهم می‌شود و روزنه‌های چالش‌گری مسدود می‌گردد؛ چرا که وقتی حقوق عمومی مردم تأمین شود مردم هیچگونه انگیزه‌ای برای ایجاد ناامنی نخواهد داشت؛ بلکه استقرار عدالت و آزادی اجتماعی ابزار همگرایی و وحدت اقشار جامعه را فراهم می‌سازد. استقرار این ارزش‌ها نیروهای اجتماعی را متشکل و همسو ساخته و از امت اسلامی، قدرتی توانمند و متحد در برابر قدرت‌های بیگانه می‌سازد. در چنین جامعه‌ای نه تنها زمینه‌های چالش‌گری داخلی زدوده می‌شود؛ بلکه ملتی هم سو و متشکل؛ در برابر خطرهای خارجی می‌ایستد و بر این اساس، امنیت ملی را خود مردم مستقر می‌سازند و علاوه بر خطر جبهه داخلی، تهدیدهای بیگانه را نیز دفع می‌نماید. از منظر دینی، امنیت و اقتدار ملی با این پشتوانه مردمی مستقر می‌گردد.

نویسنده: هوشنگ ستاری


منبع چاپی: نشريه دانشكده فرماندهی و ستاد شماره 13

CAPTCHA
سوال امنیتی
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.