دومینوی ضد ولایت فقیه تراشی

تاریخ ارسال:12:12 1397/02/16
دومینوی «ضد ولایت فقیه ‏تراشی»/ عباسعلی مشکانی سبزواری

دومینوی «ضد ولایت فقیه ‏تراشی»

عباسعلی مشکانی سبزواری

یادداشت وارده/ دیدگاه و نظر: نقل از شبکه اجتهاد

۱۳۹۷-۰۲-۱۵

اختصاصی شبکه اجتهاد: ولایت فقیه، از معارف حقه و ارکان اساسی مکتب و جزو مسلمات شیعی عصر غیبت به شمار می‏‌رود، به گونه‏‌ای که به اعتقاد عیار فقاهت شیعی، مرحوم صاحب جواهر(ره)، «اگر به عموم ولایت فقیه باور نداشته باشیم، بسیاری از امور مربوط به شیعیان، معطل می‌ماند. شگفت‌آور است که شماری از افراد، در این باره وسوسه می‌کنند. اینان گویا مزه فقه را نچشیده‌اند و تعابیر و معانی و رمز کلمات امامان معصوم(ع) را نفهمیده‌اند».[۱]

وارث حقیقی فقاهت جواهری در عصر حاضر و رکن رکین انقلاب اسلامی، مرحوم امام خمینی(ره) نیز ولایت فقیه را امری بدیهی می‏داند که «صرف تصور اطراف قضیه، منجر به تصدیق آن می‎‏شود».[۲]

فقها و علمای شیعی، از «کلینی تا خمینی» و نیز جملگی فقهای مطرح معاصر، بر ولایت فقیه، اتفاق نظر دارند.[۳]

در این میان برخی از نویسندگان و پژوهندگان پیرامون فقه و اندیشه سیاسی شیعه، با نگارش مقاله و کتاب و یا با سخنرانی و مصاحبه با این و آن، در صدد القای «مخالفت فقهای شیعه» با اندیشه ولایت فقیه بوده، ولایت فقیه با حدود و گستره فعلی آن را، قرائت منحصر به فرد حضرت امام خمینی(ره) از این مقوله قلمداد می‌‏کنند.[۴]

این نوع مخالفت‌‏ها اگر به صورت علمی، منطقی و از سر دغدغه دینی باشد، قطعا بلااشکال بوده، از منظر دینی مورد تحسین و تشویق است، اما آنگاه که چهره و ساختاری سازماندهی شده و در قالب پروژه‏ای مرموز جلوه‌‏گر شود و به صحنه‏‌ای برای مقابله و مواجهه با نظام اسلامی بدل شده باشد، که طراحان و سناریونویسان آن با انگیزه خوش‌‏خدمتی به بیگانگان و یا به دلیل کینه‌‏ها و حقدهای شخصی، گروهی و حزبی به آن اقدام کرده باشند، نیازمند بررسی و تحلیل دقیق از جنبه‏‌های مختلف خواهد بود.

این پدیده وقتی از سوی کسانی اتفاق افتد که پیش‏تر جزو حامیان و سینه‏‌چاکان و نظریه پرداران نظریه ولایت فقیه بوده‏‌اند، جلوه‏‌ای جالب‏‌تر یافته، هیجان‏انگیزتر می‏‌نماید!

حقیقت آن است که برخی از سینه‏‌چاکان و -به اصطلاح خودشان- نظریه‏‌پردازان ولایت فقیه، پس از بروز برخی وقایع در زمان حضرت امام(ره)، -که در راس آن وقایع عزل مرحوم منتظری قرار دارد- و نیز برخی اتفاقات پس از رحلت حضرت امام(ره)، بدون هیچ توجیه علمی و ایمانی، سمت‌‏وسویی دیگر و بر خلاف مشی پیشین خویش اختیار نموده، در کنار مخالفت‏‌های علمی-عملی با ولایت فقیه، پروژه‏ای را کلید زدند که دستور کار آن، ضعیف جلوه دادن «پرونده پشتیبان» ولایت فقیه و انقلاب اسلامی است.

در این پروژه قرار است تک‏‌تک فقیهانی که در نظریه ولایت فقیه و انقلاب اسلامی هم‌‏رأی، همراه و همگام حضرت امام(ره) و پس از آن رهبر معظم انقلاب، امام خامنه‏‌ای(حفظه‏‌الله) بوده‌‏اند، به عنوان مخالف ولایت فقیه و انقلاب اسلامی معرفی گردند.

برخی از فعالین در این پروژه به صورت پنهانی فعالیت خود را انجام می‌‏دهند، چنانکه اخیراً دادستان کل کشور، گوشه‏‌ای از فعالیت این گروه را رسانه‏‌ای نمود.[۵] برخی از ایشان اما ابایی از فعالیت علنی در این زمینه ندارند.

به عنوان مثال محسن کدیور از شاگردان مرحوم منتظری، از جمله کسانی است که پس از عزل منتظری، با تمام قوا به مخالفت با ولایت فقیه پرداخت و در آثار خود تلاش کرد اصل نظریه ولایت فقیه را به چالش بکشد و در کنار آن قلم‌‏فرسایی فراوانی برای ضربه زدن به مصداق ولی فقیه در عصر حاضر نمود.

کدیور در کتاب‏‌هایی همچون سیاست‏‌نامه خراسانی و نیز نظریه‏‌های دولت در فقه شیعه و برخی دیگر از مقالات و نوشته‏‌های خود، تلاش نمود چنین وانمود کند که در طول تاریخ هیچ یک از فقهای شیعه در این زمینه با حضرت امام(ره) هم‏نظر نبوده‏‌اند. او همچنین تلاش زیادی نمود که آخوند خراسانی، شیخ انصاری، آیت‌الله خوئی، سید محسن حکیم و برخی دیگر از فقهای معاصر را مخالف ولایت فقیه و انقلاب اسلامی جلوه دهد. مروری بر آثار قلمی و نیز سخنرانی‏‌های کدیور و سیر تدوین آثارش – چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور (که پس از فعالیت در فتنه ۸۸ از کشور گریخت)- بیانگر پیگیری پروژه‏‌ای تمام‏‌عیار در راستای مخالفت با ولایت فقیه و حذف آن از سپهر سیاست تشیع و ایران شیعی است.[۶]

نویسنده دیگری که به نظر می‌‏رسد پیگیر پروژه ناتمام کدیور است، «محمد سروش محلاتی» است. سروش محلاتی که در سابقه خود «طرفداری علمی و عملی از ولایت فقیه» را یدک می‏‌کشد، پس از بروز برخی حوادث و وقایع، در نسبت با نظریه ولایت فقیه سمت و سویی جدید برگزید!

وی تاکنون تلاش زیادی نموده است که برخی از بزرگان و تاثیرگذاران در انقلاب اسلامی و نیز برخی از فعالان و اندیشمندان انقلاب را، غیر معتقد به ولایت فقیه با حدود و گستره فعلی آن جلوه دهد. افراد و شخصیت‏‌هایی همچون مرحوم آیت‌‏الله بروجردی، مرحوم علامه طباطبائی، مرحوم آیت‌الله مطهری، مرحوم شهید بهشتی و… در ادامه این پروژه آخرین شخصیتی که در دستور کار وی قرار گرفته، مرحوم آیت‌الله بهجت است.

سروش محلاتی در مقاله‌‏ای با عنوان «تاملی بر مبنای حکومتی آیت‌الله بروجردی» به زعم خود تمامی قرائن و شواهدی که بیانگر اعتقاد مرحوم بروجردی به ولایت فقیه است را مورد نقد و بررسی قرار داده و نتیجه گرفته است که آیت‌الله بروجردی اعتقادی به ولایت فقیه با حدود و گستره فعلی آن نداشته است.[۷]

وی در نوشته‌‏ای دیگر ذیل عنوان «تاملات سیاسی علامه طباطبائی»، علامه طباطبائی را از مخالفان و ناهمسویان با اندیشه ولایت فقیه در وضع و عصر حاضر می‏‌داند. او در این باره ادعا می‌‏کند «آرای سیاسی علامه طباطبایی چندان همسو با وضع و شرایط فعلی نیست و به همین علت کمتر به آن پرداخته شده است» و اظهار نظری عجیب نشانه این ادعا را این می‏‌داند که «اگر غیر از این بود، بیشتر به آرای وی توجه و در مدارس نیز این آرا تدریس می‌شد». بر این اساس که آرای سیاسی علامه در مدارس تدریس نمی‌‏شود، معلوم می‌‏شود که آرای سیاسی ایشان «همسو با وضع و شرایط فعلی نیست»!

نامبرده در تحقیقی دیگر پیرامون ولایت فقیه و حکومت اسلامی در اندیشه استاد مطهری، معتقد است استاد مطهری استدلال به روایات در مسئله ولایت فقیه را قبول ندارد و ایشان در بحث­‌های سیاسی و اجتماعی، این روایات را وارد نمی­‌کند. سروش محلاتی معتقد است شهید مطهری ولایت فقیه را از مقوله نماز و روزه و حج نمی‌داند که جنبه تعبدی داشته باشد و عقل نتواند زوایای آن را تحلیل کند و بفهمد. نگاه استاد مطهری به مقوله حکومت، صد در صد عقلانی است. برای مدیریت قوه مجریه، از شرط اجتهاد نام نمی‌برد و حتی اشاره­‌ای به تنفیذ هم نمی‌­کند. وی ادعا می‏‌کند که اصلاً شهید مطهری فقاهت را شرط حکومت و ریاست آن نمی‌‏داند![۸] مفهوم این سخن آن است که شهید مطهری به چیزی با عنوان ولایت فقیه اعتقادی ندارد!

«مرحوم آیت‌الله بهشتی» دیگر شخصیتی است که سروش محلاتی تلاش می‌‏کند نظرات و مواضعش را در تضاد با وضعیت فعلی انقلاب اسلامی و ولایت فقیه جلوه دهد! وی در مطالبی تحت عنوان «با میراث شهید بهشتی چه کردیم؟» و نیز «غبارزدایی از اندیشه شهید بهشتی» با تقطیع مواضع و نظرات شهید بهشتی و کنار هم قرار دادن این تقطیعات، تلاش می‌‏کند نشان دهد که انقلاب اسلامی و نظام ولایت فقیه در شرائط کنونی چقدر از قانون اساسی فاصله گرفته! و شهید بهشتی از ابتدا با این وضع مخالف بوده است![۹]

دومینوی ضد ولایت فقیه تراشی سروش محلاتی در ادامه راه به مرجوم آیت‌الله بهجت می‌‏رسد. محلاتی در کتاب جهاد در فقه معاصر شیعه، به نقل از یکی از علمای معاصر، ادعا می‌‏کند آیت‌الله بهجت با انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت در عصر غیبت موافق نبوده است![۱۰]

سروش محلاتی در یکی از نوشته‏‌های خود با عنوان «تأثیر دو سویه‌ی «حکم ولائی» در اختلاف زدایی و اختلاف زایی» در ادعایی گزاف، مدعی می‏‌شود: «مراجع تقلید معاصر، غالباً به ولایت مطلقه، باور ندارند، حضرات آیات عظام بهجت، تبریزی، وحید خراسانی، شبیری زنجانی، صافی گلپایگانی و موسوی اردبیلی، از آن جمله‌اند».[۱۱]

وی که از هر فرصتی برای به چالش کشیدن نظام اسلامی و نظریه ولایت فقیه، بهره‌‏برداری می‏‌کند، در فاز دیگری به نقد اندیشمندان انقلاب اسلامی پرداخته و دیدگاه‌‏های آنها در زمینه ولایت فقیه و اندیشه سیاسی شیعه، -که عصاره نظریات حضرت امام(ره) به شمار می‌‏رود- را به چالش کشیده و با «انگ و اتهام» سعی می‏‌کند آنها را به محاق برد. به عنوان نمونه وی در نقد حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان، که معتقد است «وظیفه اصلی انبیاء تشکیل حکومت و مبارزه با طاغوت بوده و حضرات انبیاء اخلاق را نیز در پرتو سیاست الهی تعلیم می‏‌داده‏‌اند»، با هوچی‏‌گری اولاً نظام اسلامی را متهم می‏‌کند که در قالب «پروژه‌‏ای جدید!» که به خدمت گرفته، در صدد است تا «قدرت» را از قیود دشوار و دست و پاگیر اخلاق رها ساخته و دستش را باز گذارد» و ثانیاً نظریه پردازان آن را «وابستگان به قدرت» می‏‌شمارد که به دنبال جایگزین کردن ولایت به جای اخلاق هستند! و در نهایت نظام اسلامی را به «نظام اموی» و حاکمان آن را همچون «معاویه» می‏‌انگارد که دغل‏‌بازی‏‌های او را تکرار می‌‏کنند![۱۲]

و اینک چند پرسش: منشاء این همه لجن‏‌پراکنی علیه نظام اسلامی چیست؟

آیا پروژه ضد ولایت فقیه تراشی و ضد ولایت فقیه سازی امثال محسن کدیور و سروش محلاتی، نقطه پایانی دارد؟ آیا اگر مثلا شخصی مانند منتظری و یا امثال او، پس از حضرت امام عهده‌‏دار زعامت و ولایت می‏شدند، باز هم جنابان کدیور، سروش محلاتی و هم‏نوعانشان، این پرونده‌‏ را طراحی و اجرایی می‌‏کردند؟

به راستى دلیل این همه صغرى و کبرى چیدن‌‏هاى این جریان، با چه هدفی، صورت می‌‏پذیرد؟ مقصد و مطلوب این جریان چیست؟ اگر ولایت فقیه برچیده شود، چه چیزی عاید این جریان خواهد شد؟

چرا این جریان و اعضای آن به جای طرح شبهات و نظرات خود در محافل و مجالس علمی/فقهی، به شبهه افکنی در انظار عموم و رسانه‏‌ها و جلسات دانشجویی می‏‌پردازند؟ البته جواب این پرسش از پیش روشن است؛ چه اینکه سروش محلاتی و دوستانش، خوب می‌‏دانند که او را یارای پاسخ علمی، منطقی و عقلانی در برابر نقدهای مخالفین نیست؛ به همین دلیل بیشتر تریبون‌‏های یک‏‌طرفه و «مونولوگ» را دوست دارد؛ چه اینکه تجربه‌‏اش به وی آموخته که نمی‏‌تواند به صورت حضوری پاسخگوی مدعیات خود باشد؛ چنانکه در جریان نشست مشترکش با آقایان حجت‌‏الاسلام دکتر ابوترابی و دکتر حائریان، در دانشگاه علمی کاربردی امام جواد(ع) یزد، ضعف در مبانی‏اش او را مجبور به ترک زود هنگام جلسه، همراه با عصبانیت نمود.[۱۳]

پایان سخن اینکه: سروش محلاتی در مقاله‌‏ای که در نقد ادعاهای واهی محسن کدیور نوشته، می‏‌نویسد: «آیا منصفانه است که بحث‌‏های علمی با اغراض سیاسی آلوده شود و فقیه بزرگی مانند حضرت امام خمینی(ره) که در احیای فقه حکومت شیعه خدمت بی‌نظیری انجام داد مورد اتهام قرار گیرد؟!».[۱۴]

حال حقیر دقیقا همین پرسش را از جناب سروش محلاتی می‌‏پرسم: جناب سروش محلاتی! آیا منصفانه است که بحث‌‏های علمی با اغراض سیاسی آلوده شود و فقهای بزرگی مانند مرحوم آیت‌الله بروجردی، مرحوم علامه طباطبائی، مرحوه علامه مطهری، مرحوم شهید بهشتی، مرحوم آیت‏‌الله بهجت و دیگر فقهای شیعه، که جملگی از معتقدین به ولایت فقیه بوده و هر کدام به نحوی در ایجاد و استمرار انقلاب اسلامی نقش‌‏آفرینی نموده‌‏اند و در احیای فقه حکومت شیعه خدمات فراوان و گاه بی‏‌نظیری انجام داده‌‏اند، مورد اتهام «ضدیت با ولایت فقیه» و «انقلاب اسلامی» قرار گیرد؟!». جناب سروش محلاتی! به کجا چنین شتابان!!

—————————————–

[۱]. صاحب جواهر، جواهر الکلام، ،ج۲۱، ص۳۹۷.

[۲]. امام خمینی، ولایت فقیه، ص۳؛ نیز البیع، ج۲، ص۴۶۷٫

[۳]. در این زمینه: ن.ک. یعقوبعلی برجی، ولایت فقیه در اندیشه فقیهان. و نیز: ر.ک. محمدعلی قاسمی و همکاران، فقیهان امامی و عرصه‌‏های ولایت ج۱ و ۲٫

[۴]. به عنوان نمونه: ن.ک. محسن کدیور، نظریه‏‌های دولت در فقه شیعه؛ نیز: ن.ک. مهدی حائری یزدی، حکمت و حکومت.

[۵]. حجت‌الاسلام منتظری، دادستان کل کشور، با اشاره به تلاش دشمن برای نفوذ در حوزه‌‏های علمیه، در این زمینه گفت: «در شهر مقدس قم عده‌ای روحانی‏‌نما در قالب تشکل‌‏هایی، تشکیل جلسه می‌دهند و موضوع جلسه این آقایان این است که چگونه موضوع ولایت فقیه را از قانون اساسی و نظام حذف کنیم» (ن.ک. روزنامه اعتماد، شماره ۴۰۷۵ ، ۸/۲/۹۷، ص۲).

[۶]. ن.ک. کدیور، نظریه‏های دولت در شیعه، سیاست نامه خراسانی، استیضاح رهبر، ابتذال مرجعیت شیعه و …

[۷]. ن.ک. روزنامه جمهوری اسلامی، تاریخ ۱۸/۵/۹۵، http://jomhourieslami.net/news.php?id=101378. نقد مفصلی بر این مقاله در مجله کاوشی نو در فقه اسلامی (سال بیست و دوم، شماره دوم) با عنوان «مبنای حکومتی آیت‌الله بروجردی» از سوی حجت‌الاسلام دکتر ایزدهی منتشر شده است.

[۸]. سروش محلاتی، «حکومت اسلامی در اندیشه سیاسی شهید مطهری، http://www.soroosh-mahallati.com.

[۹]. همو، با میراث شهید بهشتی چه کردیم، http://www.soroosh-mahallati.com.

[۱۰]. همو، جهاد در فقه معاصر شیعه، ص۱۷۲٫

[۱۱]. ن.ک. همو، تأثیر دو سویه ی «حکم ولائی» در اختلاف زدایی و اختلاف زایی، http://soroosh-mahallati.ir

[۱۲]. همو، پروژه اخلاق زدایی از بعثت، http://www.iqna.ir/fa/news/3706193

[۱۳]. گزارش تفصیلی نشست و قایع آن را در خبرگزاری آنا (خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی) در این آدرس پیگیری فرمایید: http://www.ana.ir/news/319705

[۱۴]. ن.ک. همو، روایتی مخدوش از مبانی فقهی امام خمینی(ره)،

CAPTCHA
سوال امنیتی
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.