اگر امام خامنه ای نبود!

تاریخ ارسال:11:22 1397/04/09
اگر امام خامنه ای نبود!

محمدامین فرج اللهی

سی و هفت سال قبل دکترها در این ساعات و لحظات دارند رگ و ریه را عمل می‌کنند و نگران از بین رفتن  رشته های عصبی دست راست هستند. از دیروز کلی واحد خون تزریق کرده‌اند و بیمار چندبار تا لب آن دنیا رفته و با عملیات احیاء برگشته. سی و پنج سال بعد ایشان درباره آن چند روز می‌گوید: «ناگهان احساس کردم که بین زمین و آسمان معلّقم، مثل آدمی که اصلاً به هیچ‌جا دستش بند نیست. گفتم پروردگارا! وضع من این‌جوری است، میبینی دیگر، من ظاهراً هیچ‌چیز ندارم؛ آن‌طور که حساب میکنم میبینم هیچ‌چیز دستم نیست، یک‌جوری مگر خودت رحم کنی. این حالت برای انسان پیش می‌آید.»

تیر فرقان کارگر نشد و خدا خامنه‌ای را حفظ کرد. حالا بیست و نه سال است رهبر جمهوری اسلامی است. بدون روتوشش را بخواهم بگویم این است که هم دیده‌بان و هم نگهبان اندیشه و میراث امام، خودش است. خط امامی‌ها، چپها و راستها هر زمان به مقتضای بادِ منافع و ابتلائات دهر، از امام و انقلاب پا پس کشیده‌اند، رنگ عوض کرده‌اند و حتی خواسته‌اند رنگ و بوی امام را هم با حال فعلیشان عوض کنند.

 یک لحظه بیایید در اتفاقات و معادلات سیاست داخلی و خارجی این سی سال، آقای خامنه‌ای را حذف کنید. چپ‌های جوگیر خط امامی، با تئوری حمایت از خالد بن ولید در برابر کفار، در جنگ کویت ایران را هم پیمان صدام کرده بودند و با ورود امریکا به جنگ کویت معلوم نبود جه بلایی بر سر ایران و ایرانی و چمهوری اسلامی آمده بود. در سالهای میانی دهه هفتاد با تئوریهای اقتصادی مرحوم رفسنجانی ،مستضعفین زیر چرخهای توسعه له شده بودند و اشرافیت مدیریتی مسئولان به نام امام و انقلاب واقتضائات زمان توجیه شده بود. هاشمی هم بارها گفته بود «انقلابی‌گری، کله شقی نیست.» شاید به نام مصلحت انقلاب، هاشمی رییس جمهور مادام‌العمر شده بود.

اگر آقای خامنه‌ای نبود، احتمالا سال 69 مهاجرانی به جای آن که مقاله «مذاکره مستقیم» را در روزنامه اطلاعات بنویسد، خودش مسئول این کار شده بود. هاشمی هم که به امام نوشته بود آقاجان! قبل از فوتتان مساله ایران و آمریکا را حل کنید، نمی شود تا ابد قهر بود.

در دوران دوم خرداد، با آن مجلس ششم و آن دولت، دقیقا نمی‌توان پیش‌بینی کرد چه اتفاقی افتاده بود. امام که در موزه جا خوش کرده بود قطعا. خاتمی هم از همان مصاحبه سی‌ان‌ان شهریور 76 دنبال بهبود روابط با آمریکا و تمجید از شهید آبراهام لینکلنشان بود. صادق خرازی هم احتمالا آن نامه سال 2003 و قول مساعد درباره کنارکشیدن ایران از حمایت حزب‌الله لبنان و مقاومت در قبال خروج اسم ایران از لیست محور شرارت توسط آمریکا را همان اوایل به سرانجام رسانده بود. راستی اصلا معلوم نیست اگر آقای خامنه‌ای نبود، حزب‌الله لبنان و اینها چه سرنوشتی داشتند! عبدالله نوری؛ نماینده امام در جهاد و سپاه در دهه شصت، در دوران آقای خامنه‌ای شد حامی منتظری و نهضت آزادی و اسرائیل! دادگاهی شد و این حرفها را زد. حالا تصورکنید آقای خامنه‌ای نبود و مملکت دست این حضرات بود. این حرفها را به جای دادگاه باید از بیت رهبری و تریبون مجلس و دولت می‌شنیدیم، از زبان چه کسانی؟ مبارزان با سابقه انقلاب و یاران امام و انقلاب! و مگر نشنیدیم؟ نه، فقط از بیت رهبری نشنیدیم! آقای خامنه‌ای بود که آمد سخنرانی عبرتهای عاشورا را مطرح کرد و اینکه اشرافی گری و حب دنیا چه بلایی بر سر مسلمانان عقیدتی دوره پیامبر می‌آورد که جامعه ی محمدی، حسین‌کُش می‌شود!

اگر آقای خامنه‌ای نبود و هی هشدار نمیداد که آقایان دولت و مجلس! به داد مردم برسید! حواستان به مردم باشد و خدمت کنید؛  هاشمی به همان مدل زمان ریاست‌جمهوری اش شورشهای اقتضادی را سرکوب می‌کرد. اصلاح‌طلبان هم با مردم موج سواری میکردند. یک بار با رنگ روسری و مانتو، یک بار با لولوی دیوار کشیدن بین خیابان، یک بار با کنسرت و استادیوم. تهش هم جیب و سفره مردم بود که خالی میماند. اصولگرایان هم که در کل با مردم کاری نداشتند. یک بار میخواستند با «حدس میزنیم نظر مقام معظم رهبری به ناطق نوری نزدیک است» رای بیاورند و یک بار با تشمیلات فرمایشی جبهه متحد و جمنای دم انتخابات.

اگر آقای خامنه‌ای نبود، همان اصلاح‌طلبانی که سال 69 گفتند با صدام همپیمان شویم علیه آمریکا، یک دهه بعد ایران را برده بودند زیرمجموعه ائتلاف مبارزه با تروریسم به رهبری آمریکا و در کنار نیروهای کانادایی و فرانسوی و ایتالیایی برای مبارزه با طالبان وارد افغانستان شده بودند. اما این آقای خامنه‌ای بود که گفت ما آمریکا را تروریست اصلی میدانیم و زیر بار این ائتلافها نمیرویم. همین حضرات وقتی داعش سربرآورد و امریکا ادعای مبارزه با تروریسم کرد هم باز پالس دادند که بله، مهمترین دشمن مشترک بشریت تروریسم است و فلان؛ و باز هم این آقای خامنه‌ای بود که نگذاشت میراث خمینی، زیر پرچم آمریکا برود. بله، اگر او نبود، همین عمامه به سرهای رزومه‌دار انقلاب، با همان اسلام‌شناسی بیمارشان، سازش با آمریکا را با مذاکره امام‌حسین و عمر سعد در شب عاشورا و دست دادن با اوباما را با دست دادن حضرت عباس با شمر توجیه می‌کردند وبه روی نامبارک نمی‌آوردند که اگر کربلا درس مذاکره بود چرا سرها بر نیزه رفت و تنها زیر سم اسب؟

اگر آقای خامنه‌ای نبود، موسسه تنظیم و نشر آثار امام و خط امامیهای اصلاح‌طلب و لیبرال شده؛ همین «امام تحریف شده» را به خورد انقلاب میدادند؛ این او بود که هشدار داد امام مکتب دارد، شاخصه دارد، اصول دارد؛ وگرنه حضرات امام را در حد یک سلبریتی که روز فوتش عکس منتشرنشده‌ای از او منتشر کنیم تقلیل داده بودند و تمام.

اگر آقای خامنه‌ای نبود، چپ و راست حول منافعشان وحدت کرده بودند و این مردم و انقلاب بودند که قربانی شده بودند، و مگر همین الان که او هست هم نمیخواهند این کار را بکنند؟ ناطق نوریِ سال 76 و لاریجانی مثلا اصولگرا مگر با خاتمی و روحانی سر یک سفره ننشسته‌اند و با هم کار را جلو نمیبرند؟ ولایتی مگر تا قبل از فوت هاشمی زیر بلیط او نبود؟ دولت دست اینها می افتد، این یکی ها برایش برجام را بیست دقیقه ای تصویب می‌کنند، در انتخابات در لیست یکدیگر می‌روند و نام و نان به هم قرض می‌دهند. کو انقلاب؟ کو اصول؟ هاشمی عالیجناب سرخ پوش همپیاله اصلاحطلبان شد و آخر عمرش هم کتابش را برای ابراهیم یزدی هدیه فرستاد. قالیباف همین حالا هم هرچند سال یکبار رنگ عوض می‌کند، 84 دکتر خلبان چشم آبی کت شلواری با شعار "زندگی خوب برازنده ایرانی" و 92 پیرهن دوجیب چفیه به گردن با شعار "جهاد ادامه دارد"!

اگر آقای خامنه‌ای نبود راهیان نوری هم نبود تا نسل جوان متولد دهه هفتاد و هشتاد بداند شلمچه چیست و اروند یعنی چه! هرچند سال یکبار هم عید خودش می رود انجا تا توجهات را جلب کند که آقا! این مهم است. وگرنه لاریجانی و روحانی و خاتمی و ناطق نوری و سیدمحمود دعایی که شمال و ویلا و  کیش و شهرستانشان ترک نمیشد و نمی شود. رفیق دوست وزیر سپاه هم نمی دانم دارد شترمرغ پرورش می‌دهد، زمین میخرد و میفروشد، نمیدانم. آقامحسن فرمانده جنگ و علی شمخانی و اینها هم فعلا دکتر شده اند و باد زمانه، از ریش و تیپشان گرفته تا فکرشان را تحت تاثیر قرار داده.

اگر آقای خامنه‌ای نبود و وقتی همه خواب بودند فریاد نمی زد که مواظب شبیخون فرهنگی و تهاجم فرهنگی باشید، انقلابی های پشیمان همین تهاجم و شبیخون را به نام «تعاملات فرهنگی» و اقتضائات زمان به ما قالب کرده بودند، و مگر نکردند؟ مگر آن هشدارها را کسی جدی گرفت؟ مگر از جنگ فقر و غنا ومبارزه حق و باطل امام خمینی به «گفتگوی تمدنها» نرسیدند؟ مگر عباس عبدی با آن گروگان آمریکایی لانه جاسوسی دیدار نکرد و عکس یادگاری نگرفت؟ مگر روزنامه‌های زنجیره‌ای بر علیه مقدسات و مسلمات اسلام و انقلاب موج راه نینداختند؟ اگر آقای خامنه‌ای نمیگفت «مطبوعات پایگاه دشمن شده‌اند.»، بقیه ککشان می‌گزید؟

راحتتان کنم. اگر آقای خامنه‌ای نبود، ما خمینی‌ندیده‌ها هیچ بویی از انقلاب و امام نداشتیم. چون نه هاشمی رفسنجانی، نه آیت‌الله یزدی و نه عبدالله نوری و موسوی خوئینیها و مهدی کروبی و خاتمی، بوی خمینی نمی‌دادند. اینها دعوای جناحی داشتند، ولی این سید علی خامنه‌ای بود که دغدغه‌اش مردم و انقلاب بود. به همین خاطر نه وقتی خاتمی رای آورد زیر بار بدعت ابطال انتخابات که راستها گفتند رفت و نه با لشگرکشی خیابانی کپ کرد. او بود که در همه‌ی ابعاد پای امام و انقلاب و مردم ایستاد. خدا را شکر که ما که خمینی را ندیدیم، خامنه‌ای را درک کردیم.

CAPTCHA
سوال امنیتی
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.