آیا فقه ما در حوزه علمیه سکولار هست؟

تاریخ ارسال:22:53 1398/01/03
آیا فقه ما در حوزه علمیه سکولار هست؟

پرسش:
آقای رحیم پور ازغدی مدعی این هستن که فقه ما در حوزه علمیه سکولار هست، و در برخی مسائل مثل اقتصاد و حکومت و ... درس خارجی وجود ندارد و اساتید دروس خارج فقه، پرسش ها را از جامعه نمی گیرند. این سخنان تا چه حد صحت دارد؟

پاسخ:
برای پاسخ باید به نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:
باید توجه داشت که نقد ایشان به فقه شیعه نیست، به حوزه است، ایشان هم اعتقاد دارد که فقه شیعه این ظرفیت و پتانسیل را دارد که پاسخ گوی تمام نیازهای جامعه باشد، ایشان نقدشان به حوزه است که چرا از این ظرفیت فقه شیعی استفاده نمیشود.

نکته دوم:
منظور ایشان از سکولار بودن حوزه، سکولار بودن تئوریک است، نه عملی! نه اینکه فقه شیعه سکولار است، یا حتی حوزویان سکولار هستند، نقد ایشان نسبت به جدّی نگرفتن فقه های سیاسی در حوزه هاست، یعنی رفتار حوزه ناگزیر به سکولاریسم منجر میشود ولو آنکه به لحاظ اعتقادی آن را مردود شمارند.

نکته سوم:
برخی تعابیر ایشان نیازمند این هستند که شفاف سازی شده، و منظور از آنها روشن شود، مثلا اینکه ریشه سکولاریسم در حوزه است، خب روشن است که منظور این نیست که حوزه مروج سکولاریسم است، بلکه منظور این است که خالی کردن عرصه از سوی حوزه موجب ترویج سکولاریسم شده است، همان طور که اندکی بعد از سخنرانی فیضیه، در در دوره معرفت رضوی دانشگاه آزاد اسلامی در توجیه سخنانشان گفتند:
«این همه مسائل شخصی، اجتماعی، تمدنی و حکومتی است که اگر حوزه نظر ندهد و دیدگاه‌های اسلامی، مکتبی را با متد جواهری اعلام نکند، آن وقت سکولاریسم غرب جای آن را می‌گیرد».

نکته چهارم:
نقد ایشان بیشتر به ساختار آموزشی در حوزه است، نه آنکه حوزویان را ناآگاه نسبت به امور تمدنی و مانند آن تلقی کند، ایشان می داند که بسیاری از دانش آموختگان حوزه از جمله خود ایشان مطالعات شخصی در حوزه فقه تمدنی داشته و در این زمینه کارهای مهم و خوبی انجام داده اند، اما معتقد است ساختار آموزشی حوزه باید به اینجا ختم شود و خود سیستم حوزه چنین خروجی ای داشته باشد.

نکته پنجم:
اما در هر صورت اینکه نقد ایشان به خود حوزه چقدر صحت دارد، نمیشود درصد تعیین کرد، اصلا ابراز نظر در این خصوص هم به این راحتی نیست و اطلاع جامع و گسترده ای از وضعیت حوزه و دروس خارج فقه و اصول می طلبد، چرا که درس خارج فقه و اصول کاملا استاد محور بوده و انتخاب موضوع و طرح بحث و روش تدریس بر عهده استاد است، لذا ملاک ثابتی برای سنجش یکجا و یکسان تمامی دروس نیست.

به طور کلی از یک طرف نباید دستاوردهای سیاسی و تمدن سازی فقه حوزه نادیده و کم ارزش تلقی شود، همین حکومت اسلامی ثمره فقه سیاسی حوزه است، اما از طرف دیگر این هم کاملا درست و مورد تأیید علما نیز هست که حوزه تا ظرفیت ها و چشم اندازهایش فاصله بسیاری دارد، اینکه عمده درس های خارج فقه مربوط به مسائل حل شده است حرف درستی است، هیچ کسی در این شکی ندارد که عموم درس های خارجی که امروز وجود دارد کمتر و بیشتر از بررسی قول های مختلف گذشته و انتخاب قول درست تشکیل شده، و کمتر درسی می توان یافت که به مسائلی بپردازد که تا کنون نظری در خصوص آنها وجود ندارد.

نکته دیگری که باید به آن دقت کرد این است که اینطور نیست که فقه حوزه نسبت به گذشته فردی تر شده و از مسائل سیاسی و حکومتی فاصله گرفته باشد، بلکه نیازهای زمان افزایش پیدا کرده است، به خاطر شکل گیری حکومت اسلامی وعواملی مانند آن. و اتفاقا از این باب است که بر پیشرفت فقه اجتماعی در حوزه تأکید می شود نه اینکه حوزه در این عرصه پس رفت داشته باشد.

در هر صورت برای آگاهی از حقیقت امر باید متن کامل سخنرانی ایشان در فیضیه، و همچنین سخنرانی های پراکنده ای که بعد از جلسه فیضیه در همان راستا ایراد کردند را هم دید. ایشان نمی خواهد بگوید تربیت مرجع، چاپ رساله، و تدریس فقه طهارت و نجاسات و مانند آن، ضرورت ندارد؛ اشکال آقای رحیم پور به این تمرکز است، می گوید چرا حوزه بر این مسائل متمرکز شده است وگرنه هرگز ضرورت آنها را انکار نمی کند.

بنابراین من احساس می کنم اگر لحن آقای رحیم پور ازغدی کمی ملایم تر می بود و کاستی ها را اینگونه مطلق و حاکم بر تمامی حوزه مطرح نکرده بود، و نیز در کنار کاستی ها، از کارآمدی های فقهی در حوزه نیز سخن می گفت اینگونه از سوی برخی مراجع نقد نمی شد؛ به هر حال ایشان شخصیت برجسته، و آگاهی است.

CAPTCHA
سوال امنیتی
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.