پاسخی به شبهات کدیور درباره جایگاه فقهی رهبر انقلاب

تاریخ ارسال:22:37 1394/09/20
پاسخی به شبهات کدیور درباره جایگاه فقهی رهبر انقلاب توسط آیت الله حسینی اشکوری

پاسخی به شبهات کدیور درباره جایگاه فقهی رهبر انقلاب

  بسمه تعالی

  1- كديور اينگونه استدلال ميكند كه از تحصیل حضرت آقا قرینه ای دال بر مُمَحّض بودنش در فقه و اصول بدست نمی آید و از این طریق اجتهاد ایشان احراز نمی شود. چگونه مي توان مقام علمي رهبر معظم انقلاب را در بحث فقه و اصول به اثبات رساند؟

  جواب: چه ملازمه منطقی میان مُمَحّض بودن در فقه واصول ودستیابی به مقام اجتهاد مطلق است
چه بسا کسانی ممحض باشند ولی استعداد آنان به آنان اجازه ندهد تا به ملکه اجتهاد دست یابند.
چنانچه ممکن است کسی مُمَحّض در فقه واصول نباشد وتمام وقتش را در آن زمینه صرف ننماید ولی به خاطر استعداد وتوانایی وپشتکار درکنار سایر اشتغالات به ملکه اجتهاد دست
بیابد.
گرچه حضور وبروز در مجامع علمی گاهی زمینه پذیرش را برای دیگران آسانتر می سازد.

2-استدلال شده كه حضرت آقا به دليل مشغله هايي همچون مبارزه و زندان و تبعيد و ... فرصتي براي فقه و اصول نداشتند و نتيجه مي گيرد كه "آقای خامنه ای به عنوان خطیبی دانشمند و روحانی خوش فکر شناخته می شد اما از ایشان به عنوان فقیه یا مجتهد یاد نمی شد. کارنامه ایشان در این دهه نشان می دهد که فقه و اصول مشغله‌ی اصلی وی نبوده است. " لذا به دليل نپرداختن به فقه و اصول مقام اجتهاد ايشان را زير سوال مي برند. پاسخ اين مدعا چيست؟

جواب: وجود مشغله فراوان وگرفتاریها عادتاً فرصت را برای دستیابی به امور عملاً کمتر می سازد ولی چه ملازمه عقلی وجود دارد میان کم بودن فرصت وفقدان ملکه اجتهاد مطلق زیرا دست یافتن به ملکه اجتهاد بستگی به استعداد وپشتکار وتوفیق الهی دارد.
ونباید میان برخوردار بودن از ملکه اجتهاد مطلق ومیان فرصت برای استنباط گسترده احکام شرع خلط گردد.
ممکن است کسی دارای ملکه اجتهاد مطلق باشد ولی مجال استنباط گسترده احکام شرع را نداشته باشد ویا خود به آن نپرداخته باشد معروف بودن به تصدّی اموری غیر از اجتهاد نافی وجود وحصول ملکه آن در شخصی که به امور دیگری مشغول باشد نیست بعضی از مراجع فعلی به منبر وخطابه در عراق وایران وکویت معروف بودند ونوارهای منبر ایشان در دست افراد موجود است.
مرحوم شیخ عبد الحسین خراسانی واعظ که از روضه خوانها معروف نجف اشرف واخیراً در مشهد مقدس بود وایشان را بعنوان یک روضه خوان بیش نمی شناختند ولی ایشان یک مجتهد بود ومدتی در بحثهای خصوصی مرحوم آیة الله خوئی بودند مرحوم شهید مطهری به اجتهاد وفقاهت چندان معروف نبودند در صورتی که ایشان یک فقیه خوش فکر ومسلّم بودند.
مرحوم آیة الله منتظری به بنده می فرمودند: منبر بروید ومنبر منافات با شؤونات علمائی ندارد ایشان به تلقی نادرست در بعضی از حوزه های علمیه که منبر وخطابه را منافی با شؤون مرجعیت بود اشاره داشتند. ومی فرمودند پیغمبر اکرم منبر می رفتند وخطبه می خوانند.

3-كديور در استدلال ديگري به بحث اجتهاد مطلق و متجزي پرداخته و اجتهاد معظم له را در زمان انتخاب ايشان به عنوان رهبر جمهوري اسلامي متجزي معرفي كرده و مدعي نقض اصول ۱۰۷ و ۱۰۹ قانون اساسی ۱۳۵۸ شده بفرماييد دلايل مطلق بودن اجتهاد حضرت آيت الله خامنه اي در زمان انتخاب ايشان به مقام رهبري چيست؟
- طبق چه اسنادي ادعاي كديور مبني بر متجزي بودن اجتهاد ايشان در سال 68 رد و نفي مي شود؟
- كديور مدعي است كه اصل 107 و 109 قانون اساسي سال 58 جهت انتخاب رهبري نقض شده است ضمن تبيين اين دو اصل دلايل رد اين مدعي چه مي تواند باشد؟
- در پاسخ به اين پرسش كديور مبني بر اينكه"اگر احراز اجتهاد مطلق مقام رهبری به این سهل و سادگی است، چرا احراز تجزّی در اجتهاد نامزدهای نمایندگان مجلس خبرگان برای کسانی که همانند آقای خامنه ای و منصوبانش در شورای نگهبان فکر نمی کنند این قدر صعب و دشوار است!؟" چه مي توان گفت؟

جواب: مسئولیت احراز شرایط اوصاف رهبری به عهده خبرگان است وانتخاب آنان دلیل آشکار بر اجتهاد مطلق ایشان است گذشته از آن شهادت بینه شرعیه بر اجتهاد ایشان بنحو مطلق از نظر شرعی کافی است.
امّا اینکه گفته شد: احراز اجتهاد مطلق چرا سهل وآسان بوده است:
اولاً: به چه دلیل سهل وآسان بوده است؟
ثانیاً: هر چند احراز این امور از مقدماتی عقلانی برخوردار است، ولی شکی نیست که احراز امری وجدانی است ممکن است برای حصول آن گاهی مؤونه کمتری نیاز باشد وگاهی نیازمند به مؤونه بیشتری باشد.
ثالثاً: افراد کارشناس که با ایشان جلسات فقهی برگزار می کنند وبه مباحثات علمی می پردازند شهادت حسی به اجتهاد مطلق ایشان داده اند.
رابعاً: تدریس ایشان وجزوات درسهای ایشان حکایت کامل از توانمندی واجتهاد مطلق را می نماید واین دلیل بر صحت اقدام خبرگان است.
خامساً: انصافاً تدریس فقه وزین ایشان با مشغله فراوان ومسئولیت سنگین رهبری گویای استعداد فوق العاده ایشان است که این خود راه احراز وحصول اطمینان را بسیار آسان می نماید
وبه بیان دیگر: بحث اجتهاد مطلق در دو مقام ثبوت واثبات قابل بحث است.
امّا نسبت به مقام ثبوت: معیار تشخیص خود مدّعی اجتهاد مطلق است وامّا در مقام اثبات: طرق آن عبارتند:
1- اطلاع شخصی بر اثر مراوده وآشنائی ودستیابی به نوشتجات ومانند آن.
2- شهادت بینه شرعیه.
3- شیاع مفید علم.
ـ در مورد ایشان حداقل دو دلیل از ادله اثبات وجود دارد.
وهیچگونه منافاتی میان گواهی به اجتهاد در زمانی وشهادت به اجتهاد مطلق در بعد از آن وجود ندارد.
زیرا مصب شهادت بخاطر اختلاف زمان شهادت مختلف است.
چه بسیار شده است انسان درباره کسی عقیده دانسته پس از گذر زمان عقیده دیگری پیدا می کند.

4- در همين راستا استدلال شده كه "آقای خامنه ای حداقل سه بار قبل از انقلاب به تقلید از آیت الله خمینی اقرار کرده است. ایشان قبل و بعد از انقلاب در پاره ای از مسائل از آیت الله منتظری تقلید می کرد. ( حجت الاسلام و المسلمین خامنه ای تا قبل از رهبری نه خود ادعای اجتهاد
مطلق داشت نه کسی ایشان را مجتهد مطلق می دانست. ایشان دو بار در مهر ۱۳۴۹ و یک بار در دی ۱۳۴۹ کتبا به تقلید خود را از آیت الله خمینی اقرار کرده است. در اردیبهشت ۱۳۵۳ ایشان و آقای واعظ طبسی از آیت الله منتظری در تبعیدگاه طبس استفتاء می کنند. آیت الله منتظری در سال ۱۳۸۷ نوشته است: «[ایشان] بنابر اظهار خودشان [قبل از رهبری] در برخى مسائل فقهى مقلّد من بوده ‏اند.» از زمان اقاریر فوق تا سال ۱۳۶۸ معظم له به علت مشاغل عدیده‌‌ی فوق تمام وقت فرصت تکمیل یا تعمیق دانش فقهی خود را نداشته است. اقاریر فوق شواهدی بر مقلد بودن ایشان تا نیمه‌ی خرداد ۱۳۶۸ است.) کسی تقلید می کند که خود را مجتهد مطلق بالفعل نمی داند." پاسخ اين ادعا چيست؟
 

جواب: اما اینکه ایشان اقرار کرده اند به آنکه مقلد امام بودند وبا در بعضی از مسائل از آیة الله منتظری تقلید کرده اند.
پاسخ این مطلب این است
در اینجا دو مسئله وجود دارد که در کتب فقهی هم مورد بحث قرار گرفته است
1- مجتهد با اینکه داری ملکه اجتهاد است در مسئله ای که متصدی اجتهاد واستنباط آن نشده است واز نظر فرصت وامکان می تواند اجتهاد کند ولی اقدام به آن ننماید آیا می توانند تقلید کند؟
خود این مسئله از مسائل اجتهادی است ومیان فقهاء محل گفتگو است بعضی قائل به جواز آن هستند.
2- کسی که داری ملکه اجتهاد است ولی بخاطر شرایط خاص وانشغالات به اموری أهم امکان استنباط برایش وجود نداشته باشد ویا مصادر ومنابع استنباط در دسترس وی نباشد آیا چنین شخصی می تواند از اعلم ویا فالاعلم تقلید کند ویا باید به احتیاط عمل نماید، محل بحث وگفتگو است.
گذشته از آن گاهی انسان به خاطر شرایط اجتماعی ناگزیر است که مطلبی راکه حق می داند وخود بدان معتقد است وآن موافق نظر شخصیت مورد پذیرش در جامعه می باشد نام آن شخصیت را به میان می آورد وحکم ونظر او را مستند رفتار وگفتار خود قرار می دهد.
واین گونه در روایات اهل بیت علیهم السلام بسیار وجود دارد چه بسیار امام صادق نظر امامان قبل از خود را برای مردم بیان می فرمایند.
زیرا در مواردی واضح است که راوی وسؤال کننده اعتقاد واعتمادش بر گذشتگان بیشتراز آن امام حاضر است( واین نکته برای کسانی که به روایات مراجعه کرده باشند بسیار واضح است).

5- در بخش ديگري از شبهات وارده كديور گفته است كه "حجت الاسلام خامنه ای از هیچیک از اساتید خود اجازه‌ی اجتهاد ندارد. مهمترین اساتید وی سید محمد هادی میلانی آيت الله خمینی و شیخ مرتضی حائری یزدی بوده است. علاوه بر نداشتن اجازه اجتهاد، ایشان در رده‌ی معاریف شاگردان هیچیک از اساتید خود نیز به حساب نمی آمده است، و از هیچیک سند مکتوبی دال بر اعتبار فقهی وی در دست نیست." آيا اين ادعا صحت دارد؟

جواب: حصول ملکه اجتهاد ونیز احراز آن مگر بستگی به صدور اجازه اجتهاد از اسانید دارد؟!
چه بسیار از مجتهدین واساطین که از اساتید خود اجازه اجتهاد نداشته اند وندارند، بلکه در موردی که خود جناب آقای کدیور ایشان را می شناسد وظاهراً مدتی هم به درس ایشان حاضر می شده است وآن مورد از فحول علمای معاصر است از استاد خود اجازه اجتهاد ندارد ولی شخص دیگری که از شاگردان او بوده از استاد مشترک اجازه اجتهاد دریافت نموده است که به مراتب از وی پایین تر است.

6- كديور براي رد مقام اجتهاد رهبر انقلاب استدلال كرده كه از گروه هفت نفره اي كه اجتهاد ايشان را تأييد كرده اند 5 نفرشان منصوب حضرت آقا بوده اند و هيچ كدام از اساتيد ايشان محسوب نميشدند آيا اين استدلال قابل اعتنا است؟

جواب: اولاً: شهادت دو نفر که منصوب نیستند کافی است.
ثانیاً: مگر جزو موانع پذیرش شهادت این است که شهود منصوب از طرف مشهود له نباشند آری آنچه در باب شهادت جز موانع پذیرش شهادت است اینکه شاهد ذینفع نباشد ویا متهم نباشد لذا شهادت پدر برای پسر وبالعکس نافذ است.
رابعاً: آنچه در مورد شهادت در مقام بحث لازم است خبرویّت وعدالت است.

7- گفته شده كه مرجع تقليد نميتواند در فتوايش به مرجع ديگري ارجاع دهد و در واقع فتاواي مقام معظم رهبري را كه به امام خميني ارجاع داده شده ناقض مرجعيت ايشان معرفي ميكند نظر شما در اين خصوص چيست؟

جواب: اینکه گفته شده است مرجع تقلید نمی تواند در فتوا به مرجع دیگری ارجاع دهد واین ناقض مرجعیت خود اوست، این سخن حرف عجیبی است.
ائمه معصومین که در بعض از موارد به بعضی از اصحاب ارجاع داده اند آیا نقض امامت ومرجعیت دینی آنان در اخذ معالم دین است؟!
آیا ارجاع به فالاعلم از ناحیه اعلم هم نقض مرجعیت اعلم است؟!
گذشته از آن اگر یک مجتهد که خود را اعلم بداند ولی در اثر شرائط ویژه اجتماعی زمینه ارجاع به خود به هر دلیلی میسور نباشد نمی تواند به کسی را اعلم واورع می داند ارجاع دهد؟!
مرحوم امام خمینی در نجف اشرف برخی افراد را به بعضی از مراجع تقلید ارجاع فرمودند .
در اینجا مناسب است این نکته را مورد تذکّر قرار دهم، گاهی ازبحثها طولانی اصول ومؤلّفات در این زمینه ممکن است چنین برداشت شود که غور در این مسائل نقش اساسی در اجتهاد واستنباط را داراست ولی به شهادت وجدان واهل فن ، بسیاری از بحثهای که در اصول مورد گفتگو است مربوط به اصول نیست وبحثهای فراوانی که عمر طلاب وفضلا صرف آن می شود به شهادت بزرگان وفحول مباحثی بی مورد وخارج از حد نیاز است وارتباطی با استنباط احکام شرعی ندارند بسیاری از عالمان دینی دغدغه آن را داشته اند ودر صدد تهذیب اصول فقه بوده اند وقائل به تورم آن شده اند از جمله مرحوم آیت الله بروجردی، مرحوم مظفر، مرحوم شهید صدر، مرحوم آیت الله منتظری، مرحوم آیت الله سید عبدالعلی سبزواری مؤلف مهذب الاحکام، ایشان 10 دقیقه الی 15 دقیقه اصول می گفتند بعد به فقه می پرداختند واصول ایشان چاپ شده است وبسیار مختصر است، هنگامی که به مرحوم آیت الله منتظری پیشنهاد شد که اصول بگویند فرمودند این اصول متورّم است وچندان به درد فقه نمی خورد اگر بخواهم این گونه بگویم به آن معتقد نیستم واگر بخواهم آنچه بدرد فقه می خورد را بگویم می گویند اصول نمی داند، این مطلب را خودم از ایشان شنیدم.
تذکر این نکته بدان جهت است که بزرگ نمایی بحثهای اصولی امری بی مورد است ودر پایان همه دوستان وخودم را به رعایت انصاف وتقوی وعدالت دعوت می نمایم. اعدلوا هو اقرب للتقوی ونیز از خلط کردن مسائل بر حذر می دارم.

                                                                                                         سید علی حسینی اشکوری

                                                                                                          15 رمضان المبارک 1434
 

CAPTCHA
سوال امنیتی
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.